|
فضیلت و جایگاه حضرت زهرا (سلام الله علیها) شنبه 17 مرداد 1388 06:47:44 تعداد بازديد : 128 شناسه : 173 بخش : سخنرانی های هیات نسخه چاپي
|
|
متن سخنرانی آقای سجاد ستوده در شب ولادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) - 24/3/88 بی شک مقام حضرت زهرا 3در میان شیعیان ناشناخته باقی مانده است. دلیل آن هم روشن و مشخص است، چون داخل این اتاق منابع نور زیادی وجود دارد، لذا دقت بر روی تک تک منابع نوری کم می شود. اما اگر در یک بیابان تاریک، که هیچ نوری در آن وجود ندارد، باشید و در آنجا یک منبع نور روشن شود، قطعا به آن دقت خواهید کرد و با خود خواهید گفت که این نور از کجاست؟ منبع آن چیست؟ و چگونه روشن شده است؟ یکی از دلایلی که مقام حضرت زهرا 3در میان شیعیان ناشناخته باقی مانده، این است که حضرت زهرا 3در زمان و در عصری زندگی می کردند که منابع نوری همچون رسول خدا6و امیرالمومنین7نیز حضور داشتند و لذا نگاه مردم به آن منابع نور بیشتر بوده، هر چند بنابر حدیث قدسی، آن منابع هم نورشان را از وجود حضرت زهرا3دریافت می کردند.[1] آن چه که در بین علمای شیعه مشهور است و اکثرا بر آن اتفاق نظر دارند، آن است که مدت طول عمر حضرت زهرا (سلام ا... علیها) 18 سال بوده است[2]. هرچند علمای سنی مذهب و برخی از علمای شیعه معتقدند که عمر شریف حضرت در این دنیا 28 سال بوده است. با بررسی روایت ها و گزارش های موجود در این زمینه به نظر می رسد که قول صحیح همان 18 سال باشد. اما صرف نظر از مدت کوتاه زندگی حضرت زهرا3آن چه که از اهمیت بیشتری برخوردار است، کیفیت فوق العاده این زندگی است. زندگی ایی که سراسرش درس و نکته های آموختنی برای دوستداران آن حضرت است. درس ها و آموزه هایی که اگر به درستی بر روی آنها فکر شده و به خوبی در زندگی به کار بسته شود، تاثیرات شگرفی در ارتقاء سطح معنوی و دنیایی زندگی آدمی خواهد داشت. ارتفاع عمر مهم است نه طول عمر! درس اول، در مدت زمان عمر آن حضرت است، طول عمر خیلی هم مهم نیست. آن چه مهم است، ارتفاع عمر است. خیلی ها هستند که 80 سال، 90 سال، 100 سال زندگی می کنند، اما اثری در جامعه ندارند. اما عده ایی هم بوده و هستند که مدت بسیار کمی زندگی می کنند اما اثری به بلندای تاریخ از خود بر جای می گذارند. عمر حضرت زهرا 3خیلی کم بود، اما اثری که ایشان در مدت عمر خود بر جامعه و بر تاریخ اسلام گذاشتند، نه تنها به میزان طول تاریخ اسلام، بلکه به طول دوران زندگی بشر است. طول عمر و دوران زندگی حضرت زهرا3کوتاه بود، اما اثری که در این زندگی کوتاه به جا ماند، آن چنان است، که ردپای آن را در دوران متمادی و در پهنای جغرافیایی گسترده ای به وضوح می توان مشاهده کرد. (طول عمر کم، اما اثر گذاری طولانی) و آن چه که ما باید در زندگی به دنبالش باشیم، همین است. اینکه مثلا 100 سال زندگی کنیم، خیلی خوب است، کسی مثل حضرت امام (ره) که امروز، روز ولادتش است، 86 یا 87 سال زندگی می کنند و بنای انقلابی را پی ریزی می کند که این انقلاب قرار است، مقدمات ظهور را فراهم کند. طول عمر، نعمتی از نعمت های خدا یکی از نعمت های خدای متعال به آدمی، طول عمر است. داشتن طول عمر خوب است. آدمی این فرصت را به دست خواهد آورد که از نعمات الهی استفاده بیشتری ببرد و بیشتر به عبادت و بندگی حضرت حق بپردازد، اما آن چه که مهم تر است، داشتن زندگی پر بار و اثر گذار است. شاید تعبیر زیبایی باشد، اگر بگوییم که در طول زندگی باید به فکر ارتفاع زندگی باشیم. در طول مدت عمری که برای هر انسانی مقدر شده است، باید به فکر افزایش میزان اثر گذاری و نیز پر بار تر شدن آن و به تعبیری به فکر افزایش ارتفاع آن باشیم. و این درسی است که می توان در سیره رفتاری دختر پیامبر اسلام، حضرت فاطمه3آموخت. عمری کوتاه اما اثرگذار و پربار. و آنان که دوست دارند تا مهر و محبت فاطمه3 بر جان و روحشان بنشیند، باید به این موضوع بیش از پیش، بیندیشند و بر روی آن تفکر و تامل کنند. فاطمه3نباید تنها موضوع روضه باشد. مشکل دومی که ما شیعیان نسبت به حضرت زهرا3داریم و البته این مشکل سبب شده که ما در زمینه شناخت موقعیت و جایگاه حضرت زهرا 3کم کاری کنیم، آن است که ما به فاطمه 3 اکثرا از منظر روضه نگاه کرده ایم. مصائبی که بر حضرت زهرا 3رفته، بسیار زیاد است، به طوری که همیشه، در طول تاریخ زندگی اهل بیت : بر آن تاکید شده است، در بسیاری از روایات و نیز ادعیه و زیارات وارده از حضرات اهل بیت :نیز روی این موضوع تاکید و دقت شده است. به عنوان مثال در زیارت عاشورا، این سند سیاسی شیعه، با تاکید بر روی غصب حق خلافت امیر المومنین7به مصائب وارده بر حضرت زهرا 3اشاره شده و در جایی می خوانیم: اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد.[3] اما با همه ی این مصائب، فاطمه 3باید موضوع فکر قرار گیرد. اگر حضرت فاطمه3فقط موضوع روضه باشد، همین اتفاقی که الان برای ما افتاده، می افتد. اگر از ما بچه های هیئتی (نمی گویم دیگران) بخواهند که 5 دقیقه در رابطه با جایگاه حضرت زهرا3صحبت کنیم، شاید از حضرت3جز پشت در و دیوار، سراغی نداشته باشیم و شاید جز مصایبی که بر ایشان وارد شده در زمینه موضوع دیگری نتوانیم، سخن بگوییم و این در حالی است که فاطمه3در عرصه های مختلف، حرف ها و نکته ها و درس های فراوانی برای گفتن دارند. در جهاد، خانه داری، ظهور و بروز اجتماعی، امام شناسی، دفاع از ولایت، تربیت فرزند و... لذا فاطمه3باید موضوع فکر قرار گیرد نه فقط موضوع روضه. اگر فاطمه موضوع فکر قرارگیرد و اگر در مورد درس های مختلف دوران زندگی حضرت زهرا 3 دقت، کنجکاوی و نکته سنجی شود، آنگاه فاطمه3 راه گشاست. افرادی که بحران اصلی آن ها بحران انسان شدن و دغدغه اصلی آن ها تکامل است، فاطمه3برای آن ها راه گشاست. اگر آنان که به دنبال انسان شدن هستند و دغدغه اصلی ذهنشان تکامل و کامل شدن است، بر روی زندگی حضرت زهرا3، سیره رفتاری و گفتاری و... ایشان دقت نظر داشته باشند، برایشان ایده و نظر و راه کار خواهد داشت و اگر این راه کارها در زندگی به کار بسته شود، قطعا راهگشا و گره گشا خواهند بود. ارزش آدمی به بزرگی بحران های ذهنی اوست. اینجا تاکید من بر روی بحران انسان شدن است. اگر در جامعه ای، بحرانی به وجود آید، امنیت و آرامش آن جامعه از بین خواهد رفت و تمام تلاش آن جامعه در از بین بردن و رفع آن بحران متمرکز می شود. شرط رسیدن به امنیت و آرامشی جدید نیز رفع بحران از جامعه است. در زندگی انسان نیز این چنین است. آن گاه که بحران در عرصه ذهن و فکر آدمی ظهور می کند، رسیدن به امنیتی که دل آدمی را به ساحل آرامش رهنمون شود، مستلزم رفع آن بحران است. شاید از این موضوع بتوان این چنین هم نتیجه گرفت که ارزش و قدر آدمی نیز به ارزش و قدر بحرانهای ذهنی و دغدغه های وجودی اوست و البته آن کس که دغدغه و بحرانی بزرگ و صد البته ارزشمند در ذهن خود دارد، راهِ گذر از این بحران را با دقت بر روی زندگی حضرت زهرا3خواهد یافت. بحران دماغ!! بحران بعضی ها بحران مُد است. اوج فکر و ذکرشان این است که چه لباسی بپوشند و چه مدی داشته باشند، دغدغه بعضی ها مدل موی آنهاست، بعضی ها هم بحران شان، بحران دماغ است! آمار بالای عمل زیبایی در ایران نشان از این است که بحران دماغ از چه گستردگی در جامعه برخوردار است!! روی سخن من به صاحبان این بحران ها و دغدغه های کم ارزش نیست. اگر بحران اصلی، بحران آدم شدن باشد، آن گاه فکر کردن روی فاطمه3 اثر بخش و راه گشاست. آنگاه فکر کردن روی عفاف فاطمه3، همسرداری فاطمه3، بروز و ظهور اجتماعی فاطمه3، امام شناسی فاطمه3و ... اثر خواهد داشت. بعد از این اشاره مقدمه وار جا دارد که نگاهی گذرا به جایگاه حضرت زهرا3داشته باشیم. سوره کوثر، سوره فاطمه3 یکی از سوره هایی که بر پیامبر نازل شد و در عین حال کوتاهترین سوره قرآن از لحاظ تعداد کلمات و آیات به کار رفته در آن می باشد، سوره مبارکه کوثر است. سوره ای که مفسران متفق القولند که شان نزول آن پیرامون وجود نازنین حضرت زهرا3است. موضوع از این قرار بود که مشرکان به پیامبر طعنه می زدند و ایشان را ابتر می خواندند. ابتر به کسی گفته می شود که نسلش منقطع بوده و ادامه دار نباشد، چون فرزندان پسر پیامبر همگی در دوران کودکی درگذشته بودند، لذا مشرکان این چنین به رسول خدا6توهین می کردند، لذا خداوند متعال این سوره را بر قلب مبارک حضرت نازل فرمود و بر پیامبر6 وحی کرد که انا اعطینا الکوثر، ما به تو کوثر عطا کردیم و حضرت زهرا 3همین کوثر است و در ادامه سوره خداوند دشمنان حضرت را ابتر می نامند. کوثر یعنی خیر کثیر، و این وعده الهی اکنون به وضوح دیده می شود. امروزه از کسانی که پیامبر6 را ابتر خوانده بودند، اثری نیست. اما فرزندان فاطمه3در سراسر جهان حضور دارند، این فرزندان حضرت زهرا3که در ایران آنها را به اسم سید می شناسیم، کسانی اند که از طرف پدر به حضرت منسوبند. کسانی که مادرشان سید هستند، آنها هم از فرزندان حضرت به شمار می روند. این موضوع خود یکی دیگر از معجزات قرآن است. ویژگی های سوره کوثر سوره کوثر چندین ویژگی دارد: اول اینکه کوتاه ترین سوره قرآن است. شاید کوتاه بودن تعداد آیات و کلمات، اشاره ای به کوتاه بودن عمر حضرت زهرا3داشته باشد. و دیگر اینکه کلمات اصلی سوره کوثر مثل اعطیناک، ابتر، کوثر، لربک و ... فقط در همین سوره آمده است. شاید بدین معنا باشد که فاطمه3 بی نظیر است، فاطمه نمونه است و مثال دیگری ندارد و حتما همین طور است. جایگاه حضرت فاطمه3 در زمینه جایگاه و مقام حضرت زهرا3حدیث قدسی از جانب خداوند متعال خطاب به پیامبر اسلام6وارد شده است که: یا احمد لولاک لما خلقت الا فلاک. ولو لا علی لما خلقت و لولا فاطمه لما خلقتکما.[4] پیش از پرداختن به مفاهیم بلند و والای این روایت شریف قدسی، دقت نظری کوتاه پیرامون تعریف و معنی حدیث قدسی خالی از لطف نیست. حدیث قدسی حدیث قدسی، کلامی است که از سوی خداوند متعال به پیامبر خدا6وحی شده است، اما جزء آیات قرآن محسوب نمی شود. احادیث قدسی یا مستقیما بر پیامبر اسلام6وحی شده یا جزو کلماتی است که در قالب کتب آسمانی بر پیامبران گذشته وحی شده است. فاطمه 3 دلیل آفرینش! خداوند متعال در این حدیث قدسی با اشاره به دلیل خلقت و علت آفرینش، خطاب به رسول خود می فرماید: «لولاک لما خلقت الافلاک». ای پیامبر! اگر تو نبودی، من این جهان و افلاک را نمی آفریدم و بعد اشاره می کند: من تو را نمی آفریدم، اگر علی نبود و در ادامه می فرماید: من، تو و علی را نمی آفریدم، اگر زهرا نبود. حضرت زهرا3 عامل و سبب آفرینش است. اگر من و تو جان داریم، اگر روح داریم و اگر این اجازه را داریم که از نعمتهای خدا بهره ببریم و استفاده کنیم همه و همه از وجود نازنین حضرت زهرا3است. سعدی گفته است: هر نفسی که فرو می رود، ممد حیات است. اما شاید بتوان گفت هر نفسی که فرو میرود، از وجود حضرت زهرا3است، همه این زیبایی ها، به دلیل وجود حضرت زهرا 3است. برخورد احترام آمیز پیامبر6 با فاطمه 3 نحوه برخورد پیامبر6با حضرت زهرا3نیز خود مؤید احترام ویژه ای است که رسول خدا6برای ایشان قائل بودند. در زبان عربی هنگامی که گفته می شود (قام لها) یعنی این مرد به احترام آن زن از جای خود برخاست، ولی هنگامی که گفته می شود (قام الیها) یعنی این مرد به احترام آن زن از جای خود برخاست و به جهت احترام ویژه ای که برای آن زن قائل بود، چند قدمی به سمت او حرکت کرد. در روایتی آمده است که هرگاه حضرت زهرا3نزد پیامبر خدا6می آمدند، پیامبر نه فقط به احترام حضرت زهرا3 از جای خود بر می خاستند، بلکه به جهت احترام ویژه ای که برای ایشان قائل بودند، چند قدمی نیز به طرفشان حرکت می کردند(قام الیها)[5] بی شک این احترام ویژه پیامبر خدا6 نسبت به حضرت زهرا3نشان دهنده عظمت و جایگاه ایشان است. رابطه فاطمه 3و نماز : نماز ستون دین است و فاطمه3 عمود خیمه ولایت. دین بی ولایت بی شک درون تهی و خالی از مغز است. در دعای توسل می خوانیم: «یا فاطمه یا قره عین الرسول»[6] ای فاطمه! ای نور چشم پیامبر، و در روایت آمده است: «الصلوه قره عین الرسول» نماز نور چشم پیامبر است. نماز و فاطمه3 هر دو نورند و این یعنی: هر که با فاطمه3 باشد نورانی است. در روایت وارد شده: وقتی حضرت زهرا3نماز می خواندند، نوری از محراب حضرت به آسمان بر می خواست. در روایتی از امام صادق3وارد شده است که: اذا قامت فی محرابها زهر نورها لاهل السماء کما یزهر نور الکواکب لاهل الارض. هر گاه ایشان، حضرت زهرا3در محراب عبادت می ایستاد، نورش برای اهل آسمان می درخشید، همچنان که ستارگان برای ما اهل زمین می درخشند.[7] فاطمه3و نماز هر دو عامل نورند و هر که اهل نماز باشد، نورانی خواهد شد و بی شک آنان که فاطمی می شوند و خوی فاطمی می گیرند و در شیوه و روش و رفتار به حضرت فاطمه3اقتدا می کنند، شعبه ای از نور زیبا و حیات آور فاطمه3بر قلب و جان و روحشان خواهد تابید و وجودشان از خورشید وجود حضرت زهرا3نورانی خواهد شد. فاطمه3الگوی انسانیت فاطمه3یک الگو برای همه است. برخی می گویند: فاطمه الگوی زنها ست. آیا برای مردها الگو نیست؟ فاطمه3 الگوی انسانیت است، فاطمه3 الگویی برای همه ی عصرها و همه ی زمانها است. در تک تک کارهای فاطمه3 درس و نکته نهفته است. هر که فاطمی باشد، بحرانها را خواهد شناخت و برای بحرانها و دغدغه های زمان خود پاسخ های مناسب خواهد یافت. همان طور که زندگی فاطمه3 پاسخی درست وکامل برای تمامی بحرانهای آن زمان است. به عنوان مثال سستی عنکبوت وار سقیفه بنی صاعده در ورای دفاع بی نظیر حضرت زهرا3 از جایگاه امامت و ولایت از بین رفت و پاشید. لذا هر که فاطمی بشود و روح فاطمه3 در او بدمد و هر که بحرانش، بحران انسان شدن، آدم شدن و کامل شدن باشد، گره هایش باز می شود. چون فاطمی ها در زندگی شان گره ندارند. هم در زندگی دنیوی و هم در زندگی معنوی. حتی اگر در زندگیشان گره هم داشته باشند، گره هایی دارند که باعث رشد آنهاست، باعث رشد معنوی آنهاست. فاطمه 3الگوی امام عصر 7 فاطمه3الگوی همگان است. امام زمان7هم ایشان را الگوی خود می دانند. امام زمان7می فرمایند: فاطمه3، دختر پیامبر 6 برای من سرمشق و یک الگوی کامل است.[8] امام زمانی که منتظر ظهورش هستیم و با ظهور خود حکومت کامل مهدوی را ایجاد می کند، حکومت کامل دینی، که وقتی این حکومت ایجاد شود در طول تاریخ بی نظیر خواهد بود، امام زمان:اشاره می کنند که وقتی من می خواهم حکومت کنم، الگوی من فاطمه3است. فاطمه3 حجت بر اهل بیت امام صادق7می فرمایند: نحن حُجَّةُ اللهِ عَلی الخَلقِ وَ فاطَمَةِ حُجَّةَ عَلَینا.ای مردم! ما اهل بیت بر شما حجتیم و فاطمه3حجت بر ماست.[9] حضرت زهرا3مشابه یک نور درخشانی است که راه را برای گمشده ها نشان می دهد. آنهایی که در بیابان گم می شوند، دنبال یک نور روشنند، در آسمان دنبال ستاره قطبی می گردند، تا از طریق ستاره قطبی راه را پیدا کنند. دنبال صور فلکی می گردند که راه را پیدا کنند. دنبال یک نور درخشان می گردند تا به آن سمت رفته و خود را در دامان آن بیندازند. همان طور که موسی7آن نور را دید و خود را به دامان نور زد و آغاز پیامبری اش شد.[10] نور زهرا3 نوری است که هر کس خود را به آن بزند، به مقام پیامبری اگر نرسد، به کمتر از آن نمی رسد. هر که با زهرا3باشد، کامل است و پیامبران کاملند. زهرا3نور مطلق است. در روایت آمده که :عن ابی عماره عن ابیه قال: سئلت ابا عبدا...7عن فاطمه علیها السلام لم سمیت الزهراء ؟! فقال: لأنها کانت اذا قامت فی محرابها زهر نورها لاهل السماء کما یزهر نور الکواکب لاهل الارض[11] از امام صادق 7پرسیدندکه چرا نام مادر شما را زهرا3 گذارده اند؟ ایشان فرمودند: وقتی ایشان در محراب نماز و در محراب عبادت بودند، نوری از ایشان به آسمان می رفت که این نور در آسمان برای اهل آسمان می درخشید، همان طور که ستاره ها برای اهل زمین می درخشند. هم چنین در روایتی دیگر از پیامبر عظیم الشأن اسلام آمده است که درخشندگی فاطمه زهرا3باعث می شود تا چشم کروبیان ملاء اعلی و آسمانی ها خیره شود.[12] وظیفه ما چیست؟ حضرت زهرا 3نور است و نورانی است. اما وظیفه ما در قبال این ستاره درخشان و نورانی چیست؟ ما از این نور چه استفاده ای باید ببریم؟ این یک سؤال مهمی است که باید روی آن به خوبی فکر شود. فکر کردن به این سؤال ها، فکر کردن به فاطمه3 است و فکر کردن به فاطمه3 باعث تکامل است. فاطمه3عامل نجات و نکته آخر: فاطمی بودن عامل نجات است. شخصی در حرم امام رضا7یکی از مراجع تقلید را می بیند و به او می گوید: که دعایی در حق ما بفرمایید. می گوید: خدا عاقبتت را به خیر کند. از داخل حرم بیرون می آید، داخل کفشداری یکی دیگر از مراجع تقلید را می بیند. به ایشان هم می گوید: دعایی در حق ما بفرمایید و باز هم این دعا را می شنود که ان شاء الله عاقبت به خیر شوی. وارد صحن می شود، یکی دیگر از مراجع را می بیند. سریعا خود را به ایشان می رساند و می گوید: دعایی در حق ما بفرمایید. می گوید: پسرجان، خداوند عاقبتت را به خیر کند. بی شک نجات در عاقبت به خیر شدن است. و آنهایی که با فاطمه3 هستند و آنهایی که بحران زندگیشان کامل شدن است و برای کامل شدن به دنبال عامل تکامل می روند، آن ها نجات پیدا می کنند. در روایتی زیبا که حاصل گفتگوی دل نشین بین پدر و دختر، یعنی رسول خدا6و حضرت زهرا3 و در حضور امیرالمومنین7 است، اشاره ای زیبا دیده می شود: قال رسول ال...6لفاطمه: یا فاطمه ! تدرین لم سمیت فاطمه؟ قال علی: یا رسول ا... لم سمیت فاطمه؟ قال :ان ا... عزوجل قد فطمها و ذریتها عن النار یوم القیامه[13] پیامبر اکرم (ص) به فاطمه3 فرمود: آیا می دانی چرا اسم ترا فاطمه نهاده اند؟ علی عرض کرد، یا رسول ا... خودتان بفرمایید سبب این تسمیه چیست؟ پیامبر اکرم فرمود: سبب این است که خدای تعالی فاطمه و شیعیان او را از آتش روز قیامت منقطع و دور نگه داشته است. شبیه این روایت از زبان شریف حضرت امام هادی7نیز نقل شده است که ایشان فرمودند:از پیامبر6سؤال کردند که چرا نام دخترتان را فاطمه گذاشته اند؟ ایشان فرمودند: نام فاطمه را از آن جهت بر روی دخترم گذاشته اند که خدای عزّ و جلّ، او و دوستدارانش را از آتش جهنم دور نگه می دارد.[14] عاشق شبیه معشوق است. من که می گویم امام رضا7را خیلی دوست دارم، اگر مردم مرا ببینند، به یاد پنجره فولاد نیفتند، به یاد گنبد طلا نیفتند، به یاد حضرتش نیفتند، معلوم است که هنوز خیلی جای کار دارم، آنهایی که فاطمی هستند، در نهایت نجات خواهند یافت. فاطمی بودن سبب نجات از آتش است و آتش بر فاطمیون حرام است. از حضرت سلمان نقل شده که رسول خدا6درباره محبت فاطمه فرمودند: یا سلمان! من احب فاطمه بنتی فهونی الجنه معی، و من ابغضها فهو فی النار. ای سلمان ! هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد، او در بهشت و در کنار من خواهد بود و هر کس او را دشمن بدارد گرفتار آتش می شود.[15] و این روایت شیرین تاکید دیگری است به جایگاه حضرت زهرا3و نتیجه محبت ایشان. محبتی که ثمره ای جز فاطمی شدن ندارد. امام باقر7به جابر گفتند: ... چون قیامت شود، جبرئیل ندا می دهد ... ای اهل محشر سرها را پایین بیاندازید و چشم ها را فرو ببندید، چون فاطمه می خواهد به بهشت برود، جبرئیل، ناقه ای بهشتی می آورد و آن حضرت را به بهشت می برد. ولی ایشان وقتی به نزدیک بهشت می رسند، درنگ می کنند. خداوند می فرماید: درنگ شما برای چیست؟ فاطمه3می فرماید: پروردگارا! دوست دارم در چنین روزی مقامم شناخته شود. خداوند می فرماید: ای دختر حبیبم! برگرد و نظر افکن و هر کس را که دوستی تو یا دوستی یکی از فرزندان تو در دلش باشد، او را گرفته و وارد بهشت کن. در ادامه امام باقر7می فرماید: به خدا سوگند ! ای جابر در آن روز، فاطمه3، شیعیان و دوستانش را همانند پرنده ای که دانه خوب را از بد جدا می کند، از بین جمعیت جدا می کند.[16] آیا ما فاطمی هستیم؟ فاطمه3و فاطمی شدن و با فاطمه بودن عامل نجات است. در زندگی خود فکر کنیم که آیا زندگیمان رنگ فاطمه3 دارد یا نه؟ این که فقط بگوییم ما محب هستیم کفایت نمی کند، این که سینه بزنیم، کفایت نمی کند، این که جشن بگیریم، خوب است، امّا بینیم آیا بوی فاطمه3می دهیم؟ زمانی که پیامبر دلش برای بهشت تنگ می شد به خانه فاطمه3 می آمد. حضرت زهرا3را می بویید. می گفت از فاطمه3بوی بهشت به مشامم می رسد.[17] آیا از ما بوی بهشت به مشام کسی می رسد؟ مگر نمی گوییم که ما محب فاطمه3 هستیم؟ محب باید شبیه محبوبش باشد، یا اینکه تلاش کند شبیه محبوبش باشد. آن ها از ما نمی خواهند که شبیه شان باشیم، آنها از ما می خواهند که تلاش کنیم تا شبیه شان شویم. اگر ذرّه ای تلاش باشد، آنها، ما را می رسانند. مگر نگفت بنده من! تو یک قدم بیا من ده قدم به سوی تو می آیم. بی شک دقت و توجه بر روی چند پرسش و اندیشیدن پیرامون پاسخ این سوالات می تواند در پیرامون این مسیر روشن، مثمرثمر باشد. هر یک از ما به شخصه، چگونه می توانیم از حضرت فاطمه3در ساختن زندگی خود بهره ببریم؟ فاطمه3 در زندگی هر یک از ما باید چه نقش و جایگاهی داشته باشد و در حال حاضر در کجای زندگی ما حضور دارد و این حضور به چه میزانی است؟ و نهایت این که برای فاطمی شدن چه باید کرد؟ [1] - سفینه البحار، ج3، ص334. [2] - نگ: مدرسی، سید محمد تقی، هدایت گران راه نور، ج3، نشر بقیع، چاپ اول، تابستان 1376. [3] - قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا. [4] - مستدرک سفینه البحار، شیخ علی نمازی الشاهرودی، ج 3، ص169- اسرارالفاطمیه. شیخ محمد فاضل المسعودی، ص231. [5] - مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج37، ص71 [6] - قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، زیارت توسل. [7] - مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج43، ص12 [8] - مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 3، ص 180 [9] - تفسیر اطیب البیان ،ج 13. [10] - سوره طه، آیه 10 تا 13. [11] - مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج43، ص12. [12] - صدوق، امالی، ص99. [13] - ینابیع الموده ص194، ذخائر العقبی، ص26، کنز العمال ج12، ص109. [14] - مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار ج 50، ص 59 [15] - مقتل الحسین خوارزمی، ج 1، ص67 و 68 – کنز العمال، ج 12، ص103 ح34195 و ج13ص639 و 640 ح 37616 [16] - مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج43 ، 64 |
بزرگتر








