آخرین عکس گالری

فاطمیه 89- اردیبهشت 89
بزرگتر    گالري
پخش زنده حرم امام رضا (ع)

ویژه های سایت








جستجو :

آثار دنیوی و اخروی موسیقی
شنبه 19 دی 1388 16:31:21
تعداد بازديد : 76    شناسه : 328    بخش : موسيقي از نگاه دين    نسخه چاپي
آثار دنیوی و اخروی موسیقی


 

 

 

آثار دنیوی موسیقی

یکی از عواملی که باعث اختلال اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک می باشد موسیقی است. به دلیل اینکه موسیقی دارای زیر و بم های عجیب و غریب و ارتعاشات متنوع و گوناگون است، موجب می گردد تعادل حاصل بین اعضای سمپاتیک و پاراسمپاتیک از بین برود؛ در نتیجه اصول زندگی حیوانی یعنی جذب، هضم، ترشحات، ضربان قلب و فشار خون را مختل نموده و انسان را در پرتگاه نیستی قرارمی دهد. اکنون به برخی از عواقب آن مختصرا اشاره می نماییم.

1-بیماری مانی (نوعی جنون )

آهنگهای شورانگیز، مهیج و افراطی می تواند اعصاب را به قدری تحریک کند و نظام آنها را مختل نماید که انسان را دچار اغتشاشات و آشفتگی های روانی نماید، در نتیجه فعالیت های بی موقع، خوشیهای ناگهانی، خنده های بی جا، پرگویی، ادای سخنان مسخره و هذیان آمیز و عصبانیت از آدمی سر می زند و در اثر ادامه این حالت ممکن است شخص به مرض مانی مبتلا گردد.

2- پارانویا ( خالی بافی)

بیماری دیگری که ممکن است بر استماع موسیقی مترتب باشد؛ پارانویا می باشد. شخص مبتلا به این بیماری ادعاهای بی مورد و خالی از حقیقت و پوچ و بی فائده می نماید و خود را از هر حیث و از هر لحاظ برتر و بلند مرتبه تر از دیگران می داند.

3-سیکلوتمی (تضاد روحی)

اگر شنونده ای از آهنگهای شورانگیز و غم انگیز پشت سر هم استفاده کند ممکن است به مرض سیکلوتمی مبتلا شود. زیرا در اثر این عمل بر اعصاب سمپاتیک فشار وارد می شود و اعصاب پاراسمپاتیک ناراحت می گردند در نتیجه یک نوع انقلاب و رولوسیون عصبی پدید می آید. چون اعصاب و روان در برابر دو کشمکش و مبارزه و دو حالت متضاد قرار گرفته، درنتیجه در فرد دو حالت متضاد روحی پدید می آید و آثار خود را ظاهر می سازد، لذا گاهی می خندد و ناگهان در حین خنده به گریه می افتدو باز بعد از مدتی حالت طرب و نشاط پیدا می کند و به شدت می خندد و طولی نمی کشد که متأثر و گریان می گردد.

4- ضعف اعصاب:

انسان هنگامیکه به استماع موسیقی مشغول است به تدریج ارتعاشات و زیر و بم های آن مانند خوره، نظام اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک رامی خورد و به فساد می کشاند.البته باید یادآور شد که از میان رفتن تعادل و توازن در بدن منوط به مختل شدن تعادل و توازن دو سیستم اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک است که همین عدم تعادل بین اعصاب منجر به پدید آمدن ضعف اعصاب می شود که خود منشاء بیماریها و امراض مهلک دیگر است.

5- اختلالات دماغی:

موسیقی با مسلط شدن بر اعصاب آدمی، حمله به مرکز را شروع و بعد از کمی نبرد فاتح می گردد و فرمانروائی بدن را به دست می گیرد. آن وقت موسیقی اراده انسان را سلب می کند؛ در نتیجه بی اختیار می رقصد با میز و صندلی ضرب می گیرد، شانه تکان می دهد، می خندد و می گرید و پس از مدتی که موسیقی بر ستاد فرماندهی کل یعنی مغز و سلسله اعصاب سلطه پیدا کرد، دیگر تشکیلات و دستگاه های بدن دستخوش تحول و اغتشاش و آشفتگی می گردند؛ خرد و اندیشه از انسان گرفته می شود و به تدریج نیروی دراکه ضعیف شده اختلالات دماغی، آشفتگیهای روحی و فکری و نگرانیهای روانی پدید می آید و بالاخره روزی می رسد که نیروی خرد و اندیشه به کلی فلج و آثار جنون و دیوانگی هویدا می گردد.

6- کوتاهی عمر:

امام صادق (ع) فرمود: موسیقی برکت را از (مال، سلامتی و عمر) اهل خانه می برد. (1)
اگر عمر طبیعی انسان را 120 سال فرض کنیم این در صورتی است که بشر در محیطی آرام باشد و تمام وسایل راحتی و آسایش برای او فراهم باشد و اعصاب او در معرض تحریکات سوء خارجی نباشد و بهداشت او دقیقا تحت مراقبت و محافظت باشد. اما اگر اعصاب و روان انسان در معرض تحریکات و هیجانات ناشی از موسیقی باشد، یقینا عمر طبیعی خود را نخواهد نمود. از اینجا در می یابیم که اکثر موسیقی دانان، آهنگسازان و نوازندگان چرا به 120 سالگی نرسیده اند و حتی ازنصف عمر طبیعی ( 60 سالگی) هم محروم ماندند. برای روشن شدن این مطلب آمار طول عمر صاحبان این مشاغل، گواه خوبی بر این مدعا باشد. (2)

7- تأثیرات قلبی:

موسیقی با ارتعاشات و زیرو بم های عجیب و غریب در اعصاب قلب تأثیر خطرناکی می گذارد. به این ترتیب که قلب از حالت عادی خارج می شود و چه بسا ممکن است بیماریهایی تولید کند که یک عمر انسان در بدبختی و فلاکت بماند و در آرزوی داشتن یک زندگی مرفه، آسایش روحی، آسایش خاطر و صحت بدن بسوزد.

8- انتحار و خودکشی:

در پدید آمدن اختلالات روانی عواملی دخالت دارد، که یکی از این عوامل موسیقی است و به یقین می توانیم ادعا کنیم که این مکار بی رحم بر سایر عوامل برتری و رجحان دارد. روی این اصل اغلب موسیقی دانان سرانجام به وسیله ی خودکشی که در حقیقت قیام علیه انسانیت است به زندگی خود خاتمه داده اند و به نظر خود، از غم و رنج و عذاب و مشکلات زندگی خلاص شده اند. شومان یکی از موسیقی دانان مشهور می باشد که با انداختن خود به رودخانه راین خودکشی کرد، این یکی از مدارک مهم و زنده ی ماست.

9- بیماری فشار خون:

در بررسی علل و عوامل فشار خون به این نتیجه رسیده اند که بزرگترین عامل ایجاد کننده بیماری فشار خون تحریکات عصبی و ضربه ها می باشد. موسیقی یکی از عوامل ایجاد کننده تحریکات و ضربه های عصبی است.

10- موسیقی و فحشا:

حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: گوش دادن به موسیقی مقدمه فساد و فحشاء است( زیرا غیرت را می برد) (3) موسیقی از جمله عواملی است که در پیشبرد فحشا و توسعه و شیوع آن سهم و نقش دارد. این مار خوش خط و خال با ازدیاد نیروی هوسرانی و شهوترانی و مختل نمودن افکار و روان و سلب حیا و شرافت و تقویت غریزه ی جنسی فاجعه ای غیر قابل جبران پدید می آورد؛ در نتیجه بازار فساد و فحشا و آمیزشهای نامشروع پرمشتری می گردد؛ و امراض جنسی از قبیل سفلیس، سوزاک، شانکر و استمنا پدید می آیند.

11-تضعیف و تضییع حس شنوایی:

امام صادق (ع) فرمود: کسیکه نعمت ( گوش، دست، پا، چشم و قدرت ) خدا را در راه موسیقی و مانند آن به کار برد کفران نعمت کرده است. (4)
گوش، اندام شنوایی و وسیله مشخص نمودن صداها و یک عضو کم استقامت و کم مقاومت و حساس و ظریف می باشد.
وقتیکه ارتعاشات اصوات و صداهای مختلف، متوالیا اعضاء گوش داخلی را خسته نمود؛ و در اثر ارتعاشات صوتی که متعاقبا از گوش خارجی به پرده صماخ و به وسیله گوش وسطی به گوش درونی می رسد، مایع موجود در این قسمت که به سلولهای شنوایی مرتبط است مرتعش و دنباله پی های شنونده را که در این مایع غوطه ورند متأثر می سازد. لذا وقتیکه ارتعاشات زیاد و متوالی شد نیروی گوش داخلی کم کم ضعیف و در اثر خستگی به تدریج حس شنوایی رو به نقصان می گذارد.

12- تضعیف و تضییع حس بینائی:

هرگاه تحریکات خارجی از قبیل موسیقی، تعادل و توازن سیستم اعصاب را برهم زد موجب فرسودگی و ناتوانی اعصاب می گردد و در نتیجه اثرات سوء و زیان بخش و خطرناکی هویدا می شود مخصوصا چشم که در بینائی آن اعصاب مذکور مدخلیت تام و تمامی دارند در معرض آثار خانمانسوز قرار می گیرد و کوری و محرومیت از نعمت بینایی گریبان انسان را می گیرد.

13- هیجان:

روانشناسان معتقدند که امراضی از قبیل زخم معده، کمبود ویتامین، رماتیسم، بیماریهای اعصاب و روان، بیماری قند در مواردی و بعضی امراض مهلک دیگر، از هیجان و التهاب سرچشمه می گیرند. علاوه بر این هیجان اثراتی چون بی بند و باری، دنائت و مشکلات اخلاقی و اجتماعی دیگری را به دنبال خواهد داشت. اما سخن در این است که عامل اصلی هیجان چیست؟
روانشناسان متفق القولند که موسیقی یکی از عوامل اصلی هیجان می باشد و برای آن شواهدی ذکر می کنند. شدت تأثیر آن در ایجاد هیجان به قدری است که حتی حیوانات هم از بعضی موسیقی ها هیجان زده می شوند.

14- سلب اراده و شکست شخصیت:

بسیار دیده شده است که مستمعین موسیقی همراه با نواهای موسیقی بی اراده و بدون اختیار به حرکت در می آیند و با تکان دادن دست و پا و اندام رقص خفیفی را که اراده انسان در آن مدخلیت ندارد انجام می دهند و خود را به طور همه جانبه در اختیار نغمه های شوم و خانمانسوز موسیقی می گذارند و موجب شکست شخصیت خود می گردند! چه شکستی بالاتر از این که انسان اختیار خود را به دست نوازنده بدهد؟

15- سلب غیرت:

امام صادق ( ع ) فرمود: اگر در منزل فردی چهل روز نوای موسیقی پخش شود شیطانی به نام قضدر وارد آن منزل و مکان می گردد و چنان در آنجا قدرت مداری می کند، مانند صاحب خانه، و این قدرت مداری او چنان می باشد که غیرت و حفظ ناموس را از او برمیدارد چنانکه اگر به ناموس وی هم تجاوز شود در نزد او اهمیتی نخواهد داشت. (5)
موسیقی حس ناموس دوستی و غیرت را در انسان ریشه کن می گرداند، زیرا چنان تصرفاتی در عقل و اخلاق انسان می نماید که انسان لحظه ای عیش و رقصیدن را بر حفظ ناموس ترجیح می دهد.

16- موسیقی عامل جنایت:

از اثرات شوم موسیقی پاره کردن تار و پود عصبی انسان و زود ناراحت و عصبانی شدن و در پی آن اقدام به زدن و کشتن است.
این آثار شوم دنیوی موسیقی که بیان شد انسان را به یاد حدیث گهربار حضرت امیر (ع) می اندازد که بعد از موعظه و نهی نوازنده و دستور به شکستن وسیله نوازندگی و امر به توبه از آن سؤال کرد: آیا می دانی که موقع نواختن، ساز، چه معنایی را می رساند؟ عرض کرد: نه نمی دانم. حضرت فرمود: آنگاه که ساز نواخته می شود: زبان حال او چنین است به زودی پشیمان می شوی، ای صاحب من! به زودی وارد جهنم خواهی شد، ای نوازنده ی من! (6)

خلاصه آثار اخروی:

آثار اخروی که برنگهداری ابزار موسیقی یا شنیدن و نواختن آن و بر غنا بار می شود عبارتند از : 1. مورد غضب الهی واقع می شود. 2. اگر بمیرد فاجر یا فاسق مرده. 3. روسیاه محشور می شود. 4. در حالی از قبر بیرون می آید که کور و کر و لال می باشد. 5. در آخرت جایگاه بدی برای او خواهد بود. 6. در دست او وسیله ای از آتش دیده می شود. 7. بالای سر او هفتاد هزار ملک با تازیانه بر سر و صورت او می زنند. 8. بزودی وارد جهنم خواهد شد.

پی نوشت ها:

(-)- گرفته شده از جزوه شماره ی 4 مسائل روانشناسی دینی، مرکز مشاوره حوزه علمیه قم، روح روان و موسیقی.
1- وسائل، ج 12، ص 235 و مستدرک، ج 2، ص 458.
2- هنر چیست و هنرمند کیست.
3- جامع الاخبار، ص 180.
4- وسائل، ج 12، ص 233. کافی، ج 6،ص 432.
5- وسائل، ج 12، ص 231. کافی، ج 6، ص 433.
6- سفینه البحار، ج 2، ص 519. مستدرک، ج 2، ص 275.

منبع: کتاب معارف




تصاوير ديگر :
 


نظرات شما در مورد اين مقاله
نام شما : (اختياري)
آدرس ايميل : (اختياري)
نظر شما :