|
نقش و رسالت مجالس اهلبیت
آنچه در اسلام شعایر الهی و دینی معرفی شده، به سبب تأثیر مطلوبی است که در نفوس و اذهان مردم میتواند داشته باشد. احترام و بزرگداشت شعایر، اثری عمیق در روح مردم بر جای مینهد و این از آن روست که یک تبلیغ دسته جمعی، میتواند از بسیاری از تبلیغهای انفرادی پراثرتر و کاریتر باشد. یکی از واقعیتهای روانشناسی اجتماعی این است که امور دسته جمعی و عمومی، چه حق باشد، چه باطل، تأثیرات عظیم و عمیقی در اذهان و نفوس انسانها بر جای میگذارد. تعظیم و بزرگداشت یاد و خاطرة پیشوایان بیهمتای دین، از جهات پُرشماری حایز اهمیت است که به مناسبت فرارسیدن ماه محرم و صفر به مهمترین آنها اشاره میکنیم. 1ـ طراوتبخشی ایمان دینباوران یادآوری گفتار و رفتار خدایی اهلبیت عصمت و طهارت، همچون جویبار سرشاری است که در جان مؤمنان روان میگردد و باغستان اندیشه و گلستان دلهای ایشان را آبیاری نموده، به آن شادابی و سرزندگی میبخشد و افسردگی و پژمردگی را از آن میستُرَد. آری، همین مجالس ذکر و یاد اهلبیت(ع) است که احساسات دینی را زنده نگه میدارد و آن را به بالندگی و کمال میرساند. پیامبر رحمت، محمدمصطفی(ص) امت خویش را به برگزاری اینگونه مجالس و محافل تشویق مینمایند و میفرمایند: «یکدیگر را ملاقات کنید و از احادیث ما بگویید، چرا که حدیث ما جلابخش قلوب است. همانا دلها، چونان شمشیرها، زنگار میگیرند، جلا و صیقل دلها به ذکر حدیث است». دلهای مرده و افسرده بر اثر دنیاگراییها، شهوتجوییها، جاهطلبیها و... در پی یادآوری احادیث اهل بیت و سیرة عملی ایشان جانی تازه مییابد، و با نشاط و پرتوان در سیر الی الله، شتاب میگیرد. امام صادق(ع) میفرمایند: «همانا احادیث ما، قلوب ما را زنده میگرداند». به هر میزان که ارتباط قلبی و عملی ما با این خاندان پرعظمت کاهش یابد، ایمان ما به خاموشی و دلهای ما به پژمردگی میگراید؛ از این روی باید بکوشیم که این مایة حیات و دَمِ جانفزا را هرچه عمیقتر در روح خویش و جان جامعه بدمیم. 2ـ تقویت ارتباط قلبی با پیشوایان رمز سعادت و موفقیت شیعیان در دنیا و آخرت، رابطهی قلبی و روحی با اهلبیت(ع) و توسل مداوم به ساحت مقدس ایشان است؛ از این روی مجالس و محافل مذهبی میباید ایجادگر آن رابطههای عمیق روحی و تقویت کنندة این توسلها و اتصالهای ژرف معنوی باشد. علامه طباطبایی به نقل از استاد اخلاق و عرفانشان، مرحوم آیتالله قاضی میفرمودند: اگر من به چیزی رسیدهام، در سایهی قرآن و توسل به سیدالشهدا بوده است. توسل حقیقی، پیوند قطرهای است ناچیز به اقیانوسی بیکران از عظمت، معنویت و نورانیت؛ توسّل مصونکنندهی انسان است در مقابل همهی آفات و بلاهای دنیا و آخرت؛ توسّل سدّ سدیدی است در مقابل وسوسههای شیاطین جنّی و اِنسی؛ توسّل تبدیلکنندهی احساس تنهایی و وحشت است به اُنس و یگانگی و وحدت؛ توسّل روشنیبخش دلهاست و زمینهساز نورافشانی برای دیگران. 3ـ محبتافزونی در قلوب شیعیان وابستگیهای عمیق قلبی و عاطفی به اهلبیت(ع) همچون سپری پولادین، بیمهکنندهی فرد و جامعه در برابر گناهان، آلودگیهای اخلاقی و فسادهای اجتماعی است. پایبندی به مظاهر مذهبی و بزرگداشت شعایر الهی، برانگیزنده و استوار کنندهی عواطف پاک و مقدس نسبت به خاندان پیامبر میباشد؛ همان عواطف مقدسی که از جانب خداوند در مقام اجر رسالت بر همه مسلمانان واجب گردیده است: «قل لا اسئلکم أجراً إلّا المودّة فی القربی»؛ بگو من هیچ پاداشی بر رسالتم نمیخواهم؛ جز دوست داشتن نزدیکانم(اهل بیتم).(1) با دقت در اخبار متواتری مانند حدیث ثقلین، حدیث سفینه و امثال آنها که شیعه و سنی از رسول خدا(ص) روایت کردهاند، هیچ شکی باقی نمیماند که مراد از وجوب عشق و مودت اهلبیت به عنوان اجر رسالت، این بوده است که عشق و محبت را وسیلهای برای ارجاع همیشگی مردم به ایشان قرار دهد تا اهل بیت در هر جا و هر زمان، مرجع تقلید علمی و عملی مردم قرار گیرند. پس این مودّتی که اجر رسالت معرفی شده، لازمهی استمرار رسالت است که منافع این اجر عاید خود بشر میشود نه عاید رسول و عترت او. اما محبت و مودتی که در ازای اجر رسالت بر همهی ما واجب شده است، دارای مراتبی گوناگون میباشد. به طور کلی برای محبت از نظر شدت و ضعف، میتوان سه مرتبه قایل شد: 1ـ مرتبهی ضعیف که مقتضی نزدیکشدن به محبوب در شرایط عادی است؛ ولی هیچ نوع فداکاری و از خودگذشتگی در آن وجود ندارد؛ 2ـ مرتبهی متوسط که افزون بر میل نزدیک شدن، مقتضی فداکاری در راه محبوب میباشد؛ ولی تا حدی که با منافع کلی و مصالح اساسی شخصی مزاحمت نداشته باشد؛ 3ـ مرتبهی شیفتگی و خودباختگی که مُحبّ از هیچ نوع فداکاری در راه محبوب دریغ نمیکند و کمال لذت خود را در تبعیت از اراده، صفات و اطوار او میبیند؛ بلکه اوج لذت خویش را در تعلق وجودی و فنای خود در او میداند. این مرتبهی محبت، نشانههایی دارد که یکی از آنها اظهار خشوع و کرنش در برابر محبوب است و نشانهی دیگرش آن است که خواست محبوب را بر همه چیز و بر همه کس، بدون هیچ قید و شرط، مقدم میدارد. مودت حقیقی نسبت به پیامبر و اهلبیت پاک نهادش آن است که تبعیت کامل و بیچون و چرا از ایشان حاصل شود و کمال سعادت و لذت، فنای کامل در وجود ایشان دانسته شود؛ به گونهای که همهی صفات و اطوار آنان در وجود محبّ تجلی یابد. باری، فنای در ایشان، فنای در خداست؛ چرا که ایشان فنای در خدا گردیدهاند و تجلیگاه کامل انوار عظمت الهیاند. اینان آینهی تمام نمای اسما و صفات باری شدهاند و مظهر کامل ذات بیهمتای خدایی. ایشان به مقامی رسیدهاند که از خدایشان جدا نیستند. «لا فرق بینَک و بینَها الّا انَّهم عبادُک و خلقُک، فَتْقُها رَتْقُها و بِیدَکَ بَدْءُها منک و عَودُها إلیک»؛ میان تو و آنهاک هیچ جدایی نیست؛ جز این که ایشان بندگان و آفریدگان تو هستند و تدبیر آنها به دست تو و آغاز و فرجامشان به سوی توست.(2) آری، اهل بیت(ع) دارای چنان مقام عالی و بینظیری هستند که گویی در مرز مقام وجوبی قرار گرفتهاند. کارهایی که خدا میکند از آنان سر میزند؛ با این تفاوت که خدا به طور استقلالی و آنان بطور ظلّی و به اذن و مشیّت خداوند انجام میدهند. آری، عشق به ایشان، عین عشق به خداست: «من اَحبَّکُم فقد احبَّ الله»(3)، و تنها راه مطمئن در وصول به قرب الهی، اقتدای کامل علمی و عملی به ایشان میباشد: «من أراد الله بَدَءَ بِکُم».(4) این عشق مقدس هرچه بیشتر اوج یابد، استقامت و ثبات قدم بیشتری در راه دینداری به ارمغان میآورد؛ به شرط آن که این شور و عشق پاک، با شعور و بصیرت و معرفت همراه گردد. 4ـ معرفتافزایی نسبت به امامان یکی از والاترین رسالتهایی که محافل ذکر اهلبیت(ع) بر عهده دارد، تقویت سطح شناخت از مقام و منزلت اهل بیت و افزایش معرفت به سیرهی رفتاری هر یک از آن بزرگواران است. شور و احساسات پاک الهی آن گاه استمرار مییابد و ثمر میبخشد که با شعور و بصیرت عجین گردد. محبت برخاسته از معرفت باید ما را به سوی اقتدای عاشقانه به سیرهی آن آینهداران جمال و جلال الهی سوق دهد تا جایی که عارفانه کمال سعادت خویش را در پیروی کامل از ایشان بدانیم و عاشقانه در راه اسوهپذیری از ایشان قدم برداریم. 5ـ گسترش فرهنگ شهادت و پرورش شهادت طلبان باری به فرمودة امام شهیدان: «از شهدا که نمیشود چیزی گفت. شهدا شمع محفل دوستانند. شهدا در قهقهه مستانهشان و در شادی وصولشان «عِندَ ربِّهم یُرزَقون» اند و از نفوس مطمئنهای هستند که مورد خطاب «فادخُلی فی عبادی و ادخُلی جنَّتی» پروردگارند. اینجا صحبت عشق است و عشق؛ و قلم در ترسیمش بر خود میشکافد». در قبال خون شهیدان، دو وظیفهی سنگین و مهم بر عهدهی باقیماندگان قرار میگیرد: 1ـ زنده نگهداشتن یاد و خاطرهی آن پاکنهادان که وظیفهای وجدانی، عاطفی، اسلامی، ملی و انسانی و بر دوش همهی ماست. 2ـ از رهگذر زنده نگهداری یاد شهیدان راه، سیره، هدف و روحیهی شهادتطلبی ایشان رادر وجود خویش و در سطح جامعه زنده کنیم. روح شهادتطلبی را درکالبد جان خویش بدمانیم و بپرورانیم و عطر روحفزای شهادت را در سطح جامعه اسلامی بگسترانیم و به نسل آینده منتقل نماییم. از بزرگترین رسالتهای محافلی که در سایهسار خاطرهی جانفشانیهای اهل بیت(ع) برای اعتلای اسلام عزیز تشکیل میشود، گسترش فرهنگ شهادت در سطح جامعه است. اساسیترین هدف و رسالت روضهخوانیها، تقویت روحیهی شهادتطلبی در نهاد فرد و جامعه است. ارزش و اهمیت روضه به این است که صحنههای عشقورزی و جانفشانی مقتدایان و اسوههای الهی را پیش روی آدمی میگشاید. روضه، با برانگیختن احساسات مقدس و عواطف پاک خدایی روحیهی شهادتطلبی را در او میپروراند و او را همچون الگوهای محبوب خویش برای جانبازی و فدا شدن در راه احیای دین آماده میسازد.. یکی از کوتاه راهها در عرصهی پاکی و تهذیب نفس، تحصیل آمادگی برای شهادت است؛ بدینسان که انسان خود را سرباز عاشق و فدایی امام زمان ـ عجالله تعالی فرجه الشریف ـ بداند و به مقتضای آن، آمادهی هرگونه تلاش و مجاهدتی باشد. روحیهی شهادتطلبی کیمیاست؛ کیمیایی که آدمی را از هزاران درد بیدرمان روحی، معنوی و اخلاقی نجات میبخشد. چنین روحیهی والایی همهی ظلمتها و رذالتهای ما را یکجا از بین میبرد و قطرة ناچیز وجود ما را به اقیانوس عظیمی از قدرت، معنویت و نوارنیت متصل میسازد. برای طلب شهادت، دیگر دنیا و مظاهر فریبندهی آن جلوهای ندارد. اَنانیّتها از وجود عاشق شهادت رخت بر میبندند. 6- الگوسازی و الگودهی از سیرهی معصومان از بزرگترین رسالتهای مجالس ذکر اهلبیت(ع) ترسیم چهرههایی ماندگار از معصومان و ارائه الگوهای رفتاری صحیح از سیرهی ایشان و نیز رسواسازی تمام الگوهای ناصحیح و در هم شکنی بتهای فکری و فرهنگی است. دشمنان اسلام، دست در دست مزدوران و منافقان داخلی، با اختصاص برنامهها و بودجههای کلان و با استفاده از همهی تواناییها و امکانات خویش، تهاجم و شبیخون ناجوانمردانهای را در عرصهی فرهنگ دینی و ارزشهای اخلاقی در جامعهی اسلامی ما آغاز کردهاند و با استفاده از ابزارهای گوناگون، به ترویج و تأیید الگوهای فاسد در بین قشر نوجوان جامعه میپردازند. معرفی شایستهترین الگوهای عالم و رسواکردن تمام الگوهای دروغین و فاسد، از مهمترین رسالتهای ما در مقابله با این غارت بیامان فرهنگی است. باری، مجالس و محافل مذهبی، مقدمهای است برای اینکه پیوندهای قلبی و عملی ما به ایشان ژرفتر و محکمتر شود. باید در پرتو این گونه مجالس، ابعاد وجودی آن الگوهای الهی را بشناسیم و بکوشیم تا اعمالمان شبیه ایشان باشد؛ از لحاظ عبودیت و عبادت، از لحاظ عرفان و معرفت، از جهت اهتمام به تعلیم و تعلم و تربیت و... باید روزبهروز در گفتار و کردار، به آن اسوههای یگانه نزدیکتر شویم و کمال سعادت خویش را در تبعیت کامل و بیچون و چرا از ایشان بیابیم؛ چرا که تنها راه مطمئن قرب الهی، اسوهپذیریِ عاشقانه و اقتدای خالصانه به سیرهی علمی و عملی ایشان است: «مَن أَرادَ الله بَدَءَ بِکُم». پینوشتها: 1- سوره شورا، آیه 23 2- بخشی از دعای روزانه ماه رجب، بحارالانوار، ج98، ص389 3- زیارت جامعه کبیره 4- زیارت جامعه کبیره
|