آخرین عکس گالری

فاطمیه 89- اردیبهشت 89
بزرگتر    گالري
پخش زنده حرم امام رضا (ع)

ویژه های سایت








جستجو :

فلسفه شهادت - 2
یکشنبه 16 اسفند 1388 21:46:24
تعداد بازديد : 78    شناسه : 348    بخش : سخنرانی های هیات    نسخه چاپي
سخنرانی حجت الاسلام مهدوی در مراسم شهادت امام باقر (ع) - موضوع: فلسفه شهادت - جلسه دوم


 

 

بنابر وعده ای که با دوستان داشتیم که هر وقت توفیق می شود، در مناسبتهای محبت و ادب خدمت ائمه اطهار(علیه السلام) در ایام شهادشان خدمت می رسیم، و پیرامون سرانجام زیبای امام معصوم، انسان کامل، که سرانجام همگی آنها همین طور مقدر گردید و من و شما این سرانجام زیبا را به اسم شهادت می شناسیم، به گفتگو می نشینیم، ان شاءالله امشب هم یک مقدار این موضوع را مورد دقت قرار خواهیم داد.
اگر ائمه معصومین (علیهم السلام) کامل هستند و اگر ما باور داریم که آنها الگوی زندگی ما هستند، یکی از چیز هایی که باید زندگی ما به آن ختم شود، سرانجام زیبای شهادت است. از آثار محبت این است که زندگی ما رنگ و بوی اهل بیت را به خود بگیرد و ختم زندگی ما نیز مثل آنها ختم به شهادت شود. لذا شهادت طلبی، شاخصه ی یک شیعه ی واقعی است. شیعه ی بدون شهادت، شیعه نخواهد بود. یعنی امام (علیه السلام) که قدم بر می دارد، شیعه قدم جای پای او می گذارد و چیزی که در زندگی همه ی ائمه ی معصومین (علیه السلام) تحقق پیدا کرده، شهادت است. لذا امام زمان ما هم این چنین می شوند.
در این جهت از امام صادق (علیه السلام) داریم که: " شیعیان ما همه به شهادت می رسند، حتی آن کس که بر روی تخت بیماری باشد." اگر یادتان باشد به مناسب مجلس شهیدی، فتح بابی شد که منظور از اینکه طالب شهادت شویم، چیست؟ منظور این نیست که باید بدنش قطعه قطعه شود و در جهاد اصغر خونش ریخته شود. شهید در دیدگاه دینی ما کسی است که قدرت مشاهده ی خدا را پیدا می کند. لذا زیادند کسانی که خونشان هنوز ریخته نشده و در جهاد اصغر کشته نشده،. اما شهید محسوب می شوند، چون قدرت مشاهده ی خدا را پیدا کرده اند. قدرت مشاهده ی حقایق عالم  را به دست آورده اند.
شهید از کلمه ی شهود می آید، یعنی مشاهده کردن. گفتیم یکی از عوامل موثر که انسان را به شهود می رساند، عشق و ولایت و محبت است. اگر محبت باری تعالی و ائمه ی معصومین (علیه السلام) در وجود من و شما رسوخ کند، ما شهید خواهیم بود. البته گفتم، شهدا هم مثل خیلی از معانی معنوی، مراتب دارند. بعضی قدرت شهودشان آن قدر زیاد است که هر لحظه به لقاء خداوند می رسند. مثل مولا علی (علیه السلام) که شهید صدّیق است. بعضی هم درجه ی شهودشان برای زمانی است که یک لطافت قلبی دارند و همین نگاه کردن و شهودشان درجه دارد.
در روایت داریم که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مسجد رفت و دید جوانی آثار بندگی در چهره اش نمایان شده است. مانند اوقاتی که شدّت بندگی آنقدر زیاد می شود که نشانه های خدا در ظاهر و چهره انسان نمایان می شود. آن جوان آیت الله شد! نشانه خدا شد! گاهی اوقات بعضی ها را می بینید و یاد خدا می افتید، یاد قیامت می افتید، آنها آیت خدا شده اند.
اولین سوالی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) از آن جوان پرسید، این بود:" چه می بینی؟!"
این جوان که در جنگ احد به شهادت رسید به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می گوید: یا رسول الله! من جهنمیان را می بینم، بهشتیان را هم همین طور! ببینید که این جوان قبل از مردن، همه چیز را می دید. اما پیامبر دستور می دهد که او سکوت کند و چیزی نگوید. در همان جنگ احد جوان به شهادت می رسد. اگر شیعه هستید، باید شهادت طلب باشید. باید تا آخرین لحظه به دنبال امام خود باشید و از شهادت طلبی عقب نمانید.
در شب شهادت امام باقر( علیه السلام) حدیثی از ایشان تقدیم می کنم. حالا ما می خواهیم شهید شویم، می رویم محضر آقا امام باقر(علیه السلام) و می گوییم: آقا! پله ی اول شهادت چیست؟ ایشان می فرمایند: هیچ معرفتی مانند شناخت نفس خودت نیست! ما در شهادت، قدرت دیدن پیدا می کنیم. خدا را می بینیم، قیامت، بهشت و جهنم را می بینیم. اولیاء خدا، جهنم را می دیدند و لذا می ترسیدند. مگر نشنیدید آیت الله قوچانی قیامت خود را پیشاپیش مشاهده می کرد؟ آقای نجفی قوچانی رفت گوشت بخرد و قصاب گفت: پول خورد ندارم، اشکالی ندارد، فردا بیاورید! مرحوم قوچانی رفت، فردا آمد و دید مغازه بسته و صاحب مغازه مرده است. آقای قوچانی با خودش گفت: خوب بعداً ورثه اش می آیند و مغازه را باز می کنند. آقا پول را از لای در می اندازد داخل مغازه و می رود. شب در عالم رویای صادقه می بیند در روز قیامت آقا را می برند و شروع به سوال و جواب می کنند. نماز و روزه و دیگر اعمال واجبه را سوال می کنند و آقا پاسخ می دهد. خوب! همه را انجام داده اید، اما یک حق الناس به گردنتان باقی مانده است. یک سهمی از پول یتیمان فلان قصاب را باید این آقا می رساند، اما نرساند. حالا چه کار کنیم؟ هیچی سکه را داغ کنید، ذوب کنید و بر سینه اش بگذارید تا یادش نرود که حق را باید به حق دار برساند.
این یک نوع شهود است. گاهی اوقات که دارای شهود می شویم، پیشاپیش نتیجه ی عمل خود را می بینیم. آیت الله قوچانی وقتی این عذاب را شهود کرد، از خواب بلند شد و جای سوختگی سکه را روی سینه اش دید.
حضرت آیت الله گلپایگانی نیز پسرش را صدا می کند و به او می گوید: دیشب در عالم رویای صادقه دیدم چگونه می میرم و یک سال قبل از مرگش، کیفیت از دنیا رفتنش را برای پسرش توضیح می دهد. شما ابتدا باید یک چیز را ببینید تا بعد از آن چیزهایی مثل قیامت و وجود نازنین امام زمان (عج) را ببینید. آن چه را که باید اول از همه ببینید، خودتان هستید. حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: بهترین شناخت، شناخت خود نفس است. تو خلیفه الله هستی، اگر تو قدرت دیدن همین را که خلیفه الله هستی را نداشته باشی، چگونه می توانی خود را ببینی؟!
امام باقر(علیه السلام) فرمودند: هیچ معرفتی مانند شناخت نفس خودت نیست. لذا کسی اگر طالب شهادت است باید نفس خود را بشناسد.
خودت را ببینی یعنی چه؟! ما دو نوع خود داریم؛ یک خودِ حیوانی داریم و یک خودِ الهی. خود حیوانی یعنی: خود خواهی و خود بینی و این از رزایل اخلاقی است. اما نگاه به خودِ الهی، خودی است که مال ملکوت تو است. اگر یک مقدار حواست را جمع کنی، استعداد داری و می توانی تجلی صفات باری تعالی باشی. این نفس، نفس الهی است. گاهی اوقات بدترین جهالت های ما این است که خودمان را نمی شناسیم.گاهی اوقات خودمان را نمی شناسیم و خود را از حیوان تشخیص نمی دهیم. شما به حیوانات عالم نگاه کنید که طبق غرایز حیوانی خود، یک نوع توقعات معدود و محدود دارند. مثلاً  گرگ را دیده اید که طبق غریزه ی حیوانی خود شکار می کند و وقتی سیر شد، می رود. اصلاً تا به حال دیده اید که گرگ انبار کند؟ حرص بورزد؟ شاید به گله بزند و حریص شود و 4 تا گوسفند را بزند و بعد از آن تمام می کند.
اما انسان در بعد حیوانی خود، هر چقدر غارت می کند،  باز هم انبار می کند. گاهی اوقات برای نسل او هم کافی است، اما کوتاه نمی آید. این بُعد، بُعد حیوانی انسان است. انسانی که بُعد ملکوتی خود را نشناسد، توقعاتش از حیوانات پست تر می شود. خدا در قرآن می فرماید:" انسانی که خود را گم می کند و بعد خدا را گم می کند،  به اندازه ی چهار پایان پایین می آید." وبعد می گوید:" نه از آنها هم پست تر می شود."
لذا آدمی که می خواهد به شهود برسد، باید خود را بشناسد. یعنی بُعد ملکوتی خود را بشناسد.
مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک       چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
من مال این دنیا نیستم. مرغی ملکوتی هستم که چند روزی، به عبارتی چند سالی، در این دنیا هستم. اگر خدا، گوشی، چشمی، شهوتی، غضبی و ... به من داده است،  به این دلیل نیست که من از آنها به صورت حیوانی استفاده کنم، چون منِ انسان، خلیفه خدا هستم. وقتی کسی خود را این گونه  بشناسد، کم کم، گناه تعطیل می شود. چون وقتی خودشناسی آمد و خود را خلیفه ی خدا دید، پس باید مثل خدا عمل کند. بعد آرام آرام به سبب دوری از گناه،  قلب، لطافت پیدا می کند و قدرت دیدن بالا و بالاتر می رود. لذا اولین درجه ی شهادت "خودشناسی" است.
اگر  می خواهید بگویید راه شهادت چیست؟ می فرماید که اول خودتان را یادآور شوید. همان طور که خدا در شب قدر از طریق ائمه ی هدی (علیهم السلام) به ما خبر می دهد که صفات خدا را صدا بزنید. چرا صفات خدا را صدا بزنیم؟! که ما صفات خدا را باید روی زمین بروز دهیم. شما می خواهید خدا را ببینید؟ چگونه می خواهید خدا را ببیند؟ شهادت خدای باری تعالی، یعنی مشاهده خدا! این گونه است که در خودت است. مثلاً می خواهی ستّاریت خدا را ببینی، ستّاریت را تو می توانی ظهور دهی. علی بن ابیطالب (علیهم السلام) یکی از القابش آیت الله العظمی است. یعنی نشانه ی بزرگ خداوند!
برای چه چیز؟! شما در همه ی حوزه های رفتاری امیرالمومنین (علیه السلام) نگاه می کنید، می بینید صفات خدا ظهور می کند. سرّ آن کجاست؟ آن جاست که علی بن ابیطالب (علیه السلام) اول خودش را شناخت، خود را به اندازه ی یک ماده پست ندانست. توقعاتش را به اندازه یک حیوان، پایین ندانست. انسانی که به مقام والای کمال می رسد، خود به خود توقعاتش بالا می رود. توقع من و شما که به میزان شناخت ما از خودمان است، اگر من و شما خود را در حد یک چهار پا دانستیم، توقعاتمان هم همان است. حالا خیلی از افراد در جامعه ی بشری، زندگیشان با حیوانات تفاوتی ندارد. حیوانات شهوت دارند، بیشتر بشریت هم دنبال همین هستند! حیوانات، اِعمال غضب می کنند، بشر هم همین طور! حیوانات تولید مثل می کنند، بشر هم همین طور است. فرق امتیاز بشر با حیوانات در چیست؟ وقتی خودمان را بشناسیم، می فهمیم که امتیازِ انسان بالاست. از حیوان انتظار نداریم که بخشش کند! از حیوان انتظار نداریم که به پدر و مادر خود احترام بگذارد! او حیوان است و تابع غرایز خود. من و تو این گونه هستیم و غیر از این چند بُعد مادّی، یک بعد دیگر هم داریم. همین را بفهمیم، ما شهید شده ایم.  همین که باور کنیم که مقام ما از حیوانات بیشتر است، ما می توانیم صفات خوبی را ظاهر کنیم. این اولین مرحله ی شهادت است. هر کس به اینجا برسد، حواسش جمع می شود و بعد می شود شهید. زیرا همه جا خودش را خلیفه ی خدا می داند. با خدا زندگی می کند. و بعد این جمله ی حضرت امام خمینی (ره) هم محقق می شود که می فرماید: عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید. اگر آدم همین را درک کند، این یعنی شهادت. حتماً نباید کشته شود. لذا آنهایی که می خواهند خدا به آنها توفیق شهادت دهد، باید بیشتر با خدا آشنا شوند.
امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: اگر معرفت خدا می خواهی، اول خود را بشناس.
اگر ما معرفت امام زمان(عج) می خواهیم، باید خودمان را بشناسیم. آنقدر در دعای عهد می گوییم که خدایا! آقایمان را به ما نشان بده. اما چرا نمی بینیم؟! چون ما خودمان به خودمان کور هستیم. آقای ما انسان کامل است. اگر ما خودمان را درک کردیم، آقایمان را نیز درک می کنیم.
همیشه آقا امام زمان یاور و معین و رفیق و شفیق ماست، ولی چون ما خودمان را گم کرده ایم، به آقای بی اعتنا هستیم.
پس اولین مرحله که ما به شهادت برسیم "معرفت النفس" است.
راه های رسیدن به خودشناسی چیست؟
1- تفکر:
ما باید چگونه خود را بشناسیم؟ اول باید فکر کنیم، ببنیم با دیگر خلایق چه فرقی داریم.
2- ذکر است.
یادمان بیاید که ما خیلی از کارها را می توانیم انجام دهیم.
3- الگو برداری:
یعنی انسان کاملی مثل امام رضا (علیه السلام) و دیگر ائمه را نگاه کنیم و بگوییم، می توانیم مثل آنها شویم و این می تواند به معرفت ما کمک کند.

هیأت محبین الرضا علیه السلام بخش سنگر




تصاوير ديگر :
 


نظرات خوانندگان در مورد اين مقاله
م-ع  
خوب بودخسته نباشید


نظرات شما در مورد اين مقاله
نام شما : (اختياري)
آدرس ايميل : (اختياري)
نظر شما :