آخرین عکس گالری

فاطمیه 89- اردیبهشت 89
بزرگتر    گالري
پخش زنده حرم امام رضا (ع)

ویژه های سایت








جستجو :

آثار حب امیرالمومنین (ع)
دوشنبه 17 اسفند 1388 19:32:58
تعداد بازديد : 147    شناسه : 350    بخش : سخنرانی های هیات    نسخه چاپي
سخنرانی حجت الاسلام سهرابی پور در شب میلاد امام علی(ع) - تیر ماه 88


 

 

 

. شکرگزاری نشانه ادب است
یکی از وظایف عبد خوب و بنده مودب این است که نعمت هایی که خداوند به او عنایت فرموده ببیند و تلاش کند که شکرگزار خوبی شود . ادب این را بر ما بنده ها واجب کرده است . بعضی ها از این نعمت ها استفاده می کنند ولی آنها را نمی بیینند و چون نمی بینند ،شاکر خوبی نیستند. نه تنها شاکر خوبی نیستند بلکه زبان به گلایه و شکایت نیز باز می کنند . چون ندیده، نفهمیده خدا به او چه چیزی داده ، از خداوند طلبکار می شود. گاهی اوقات به خداوند  بد و بی راه می گوید و می گوید:"خدا هم خدا های قدیم. به ما که رسید،اینجوری شد." این گلایه ها همه ناشی از این است که ما چشم ها را خوب باز نمی کنیم.این نعمت ها را نمی بینیم. ما شب وروز و لحظه به لحظه سر سفره نعمت های خدا نشستیم. نعمت هایی که آنقدر زیاد هستند که ما قادر به شمردن این نعمت ها نیستیم.چقدر زیبا فرمود امیر المومنین(علیه السلام): اگر خدا وعده عذاب هم به ما نمی داد باز هم واجب بود به خاطر این همه نعمت هایی که به ما داده است گناه نکنیم.الآن خیلی از گناه نکردن ها مان به خاطر ترس از عذاب است.امام می فرماید: اگر در قرآن صحبتی از عذاب و آتش و جهنم هم نمی آمد باز این همه نعمت که به تو داده ادب واجب می کرد که تو در مقابل خدا مودب باشی و مودب بون یعنی اینکه چیزی را که خدا خوشش نمی آید را انجام ندهی.در میان این نعمت های بی شمار که نمی توان شکر آنها را به جا آورد .اگر به یکی از این نعمت ها بگوییم خدایا شکرت، این خودش یک نعمت است.خدا به تو توفیق داده که می گویی الهی شکر.آن وقت بری همین شکرت هم باید بگویی خدایا شکر که به من توفیق دادی که بگویم الهی شکر. در این صورت انسان تا آخر عمر در به جا آوردن شکر یک نعمت باز می ماند.

. علی(ع) بزرگترین موهبت الهی
در میان این نعمت ها بعد از نعمت ایمان بالاترین موهبتی که خدا به ما داده ولایت امیر المومنین(علیه السلام) است. چه منتی خدا بر سر ما گذاشته که ما را در میان دوستان امیر المومنین(علیه السلام) پرورش داده .دل هایمان را با بوی علی(علیه السلام) همراه کرده.اگرچه دست و پا شکسته و بد هستیم ولی باز هم الهی شکر که در باغ علی (علیه السلام)هستیم. ما حالا نمی فهمیم که این نعمت چیست. هر چقدر هم جلسه و کنفرانس بگذاریم باز هم در حال حاضر نمی توانیم بفهمیم که محبت امیر المومنین(علیه السلام) چیست؟ حقیقت این مطلب که علی کیست و جایگاهش چیست و ... آن روزی  روشن می شود که پرده ها کنار می روند. آن روزی که محبین علی(علیه السلام) را جمع می کنند و می گویند ای ملائکه پاداش اینها را بدهید. آن روزی که پاداش محبان علی(ع) داده شود ،دوستان و دشمنان علی(علیه السلام) متوجه می شوند که علی(علیه السلام) که بوده ، ولایت علی(علیه السلام) چه بوده ، و آنهایی که محب امیر المومنین(علیه السلام) اند چه مقامی دارند و چقدر پیش خدا عزیزند. فضایل علی (علیه السلام) آنقدر زیاد است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) درباره اش اینطور می فرماید:" ای علی اگر همه دریا ها مرکب و همه درخت ها و جنگل ها قلم و همه انسان ها نویسنده و همه جنیان حسابگر شوند نمی توانند فضایل تو را بشمارند".

. گوشه ای از برکات علی دوستی
بعضی ها امام علی(علیه السلام) را دوست دارند ولی زیاد با ایشان رفیق نیستند.زندگی شان بوی علی نمی دهد. وقتی انسان احادیث درباره علی دوستی را می شنود دلش می خواهد به سر خود بزند که چرا  من در علی دوستی و ارتباط گرفتن با علی (علیه السلام) سستی می کنم. پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرماید:کسی که دوست دارد خدا هه خیرات عالم را برایش جمع کند،علی(علیه السلام) مرا دوست داشته باشد.بچه های علی(علیه السلام) را دوست داشته باشد و با دشمنان علی(علیه السلام) دشمن باشد. دوستان امیر المومنین(علیه السلام) چه در زندگی دنیایی و چه در زمان مرگ و چه در عالم بعد از مرگ و چه در روز قیامت ،مدام سر سفره ولایت و برکات علی (علیه السلام) نشستند.
ما در سیره عشق بازان می گوییم: یکی از لوازم عاشقی عشق به متعلقات معشوق است. یعنی یک عاشق نمی تواند بگوید که ای معشوق من فقط تو را دوست دارم . وابسته های تو را دوست ندارم. معشوق می گوید: اگر مرا دوست داری باید آنهایی که من آنها را دوست دارم نیز دوست داشته باشی.
خدا عاشق امیر المومنین(علیه السلام) است. اگر تو محب امیرالمومنین(علیه السلام) باشی آنگاه وصل به علی (علیه السلام) می شوی و خداوند عاشقی را خوب می داند. می فرماید : علی(علیه السلام) معشوق من است و تو هم متعلق به معشوق من و وصل به علی(علیه السلام) هستی پس عاشق تو هم می شوم. و چه اجری بالاتر از اینکه خدا عاشق بنده ای شود .

. از آثار دنیایی علی دوستی
علی (علیه السلام)چراغ است و هر چه انسان به چراغ نزدیک تر شود نور بیشتری به دست می آورد. گرمای بیشتری می گیرد. آنهایی که در زندگی با امیر المومنین(علیه السلام) رفیقند زندگی تاریکی نداشته بلکه زندگی شان مملو از نور است. هیچ وقت راه را اشتباهی نمی روند. هیچ وقت زمین نمی خورند. شما درباره مردمی که در زندگی شان زمین خورده اند.آنهایی که زندگی شان از بین رفته و آنهایی که انواع مشکلات اخلاقی در زندگی شان دارند تحقیق کنید . ببینید آنها چه جور انسان هایی هستند و ارتباط آنها با اهل بیت (علیه السلام) چطور است؟ جوانی که به اعتیاد دچار شده و همسرش او را ترک کرده ؛ ارتباط او با علی (علیه السلام) چطور است ؟ یقیین کنید 90% این افراد اهل بیتی نیستند. در دلشان دوست دارند ولی ارتباط ندارند. امیر المومنین(علیه السلام) چراغ است و هر کس به ایشان نزدیک شود زمین نمی خورد و گم نمی شود و همیشه زندگی اش گرم است. امیر المومنین(علیه السلام) صراط المستقیم است. علی (علیه السلام) سبیل الله است.علی(علیه السلام) باب الله است. هر کسی با علی (علیه السلام) ارتباط داشته باشد راه را اشتباهی نمی رود. علی (علیه السلام) جاده ای است که انسان را به خدا می رساند. علی (علیه السلام) پناه گاه است و هر کسی که با ایشان رتباط داشته باشد ،هیچ چیز نمی تواند به او ضربه ای وارد نماید . بعضی ها می گویند زمانه زمانه بدی است .  پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: ای علی مثال تو مثال بیت الله الحرام است. هر کس به تو نزدیک شود در امان است . در هر زمانی که باشد. علی (علیه السلام) واسطه فیض و معدن خیرات و برکات است. اگر کسی با علی(علیه السلام) رفیق باشد به زمین نمی افتد چون در معدن خیرات زنگی می کند. علی(علیه السلام) که آب دهانش در خواب نیز شفا می دهد. زندگی بدون علی(علیه السلام)بی معنی است . یعنی انسان واسطه فیض ،چراغ ، سبیل الله ، معدن خیرات ندارد. در خدا را گم می کند وحبل الله که انسان را می کشاند و به خدا می رساند را از دست می دهد.
اما آنهایی که با علی(علیه السلام) رفیقند، همه اینها را دارند و زندگی شان راحت و توام با آسایش می شود. آسایش به این معنا نیست که دیگر هیچ بلایی به سراغ او نیاید. یعنی آرامش ، این انسان ها وقتی به دردی هم مبتلا می شوند آرامند . چون پشت آنها محکم است. دردی بالاتر از این نیست که میثم تمار هر روز نخل را آب بدهد و نوازشش کند . می گوید: آنگاه که دست و پای مرا ببرند و بر این درخت آویزان کنند کی فرا می رسد. امام این را می دانست و به او گفته بود. دست و پای او را بریدند و سیل خون از او جاری بود .اما باز هم از علی (علیه السلام) می گفت . این آدم ها اگر دردهای دنیایی هم که داشته باشند ،باز هم آرامند . چون با علی(علیه السلام) رفیقند. هر کس با علی (علیه السلام) رفیق باشد خوب تصمیم می گیرد زیرا در دست چراغی چون علی(علیه السلام) دارد.
یکی از سنگین ترین لحظاتی که هر کسی به آن می رسد و این مرحله آخرین بخش از زندگی دنیایی است ،مساله مرگ ،جان دادن ،حالت احتضار و سکرات است.
همه می دانند این مرحله خیلی مشکل است . اما وقتی به سراغ احادیث مربوط به علی دوستی می رویم می بینیم که به محبین امیر المومنین(علیه السلام) وعده هایی داده شده،بعد از این همه صحبت و احادیث در مورد دشواری این مرحله ، گفته می شود دوستان علی (علیه السلام) آرام باشند .  امیر المومنین(علیه السلام) می فرماید:  مومن و منافق،همه کسانی که بد یا خوب بوند دم مرگ و موقع جان دادن مرا ملاقات میکنند.


قبیه ای است در کشور یمن به نام "همدان" که ساکنین این قبیله شیعیان خوب و عاشقان امیر المومنین هستند. امام در تعبیری می فرمایند: اگر من دربان بهشت شوم ، قبیله همدان را بدون حساب وارد بهشت می کنم. حارث همدانی از این قبیله است. میگوید: نیمه شبی به محضر امام رسیدم. آقا پرسید: ای حارث چه چیزی باعث شد این موقع از شب پیش من بیایی؟ حارث می گوید یا علی ، دوستی و عشق به شما ، مرا در این موقع شب به اینجا کشانده است.
خوش به حال آنهایی که عشق به امام زمان بی خواب و بی قرار و در به در شان می کند. وقتی که علی (علیه السلام) می بیند که آن مرد از روی عشق و دوست داشتن ،در حالی که می توانست فردا نیز به محضر امام برسد،در این موقع به محضرشان مشرف شد. فرمود: ای حارث همدانی هیچ بنده ای نیست که مرا دوست داشته  باشد، مگر اینکه در موقع خارج شدن روح از بدن ، مرا آن طوری و در حالتی که دوست دارد (چهره مهربان، پدر مهربان و...) مشاهده می کند. اما آن کسی که با من دشمن است . او در موقع جان دادن مرا می بیند آنجوری که خوشش نمی آید.یعنی مرا با چهره ای غضبناک مشاهده می کند. لذا بد جان داده و وحشت زده از دنیا می رود.
شاعری بود به نام سید همیری.سید نبود اما معروف به سید شاعر بود. شاعر و مداح اهل بیت بود. از اول شیعه نبوده ولی بعد شیعه شد. . راوی می گوید: وقتی که این سید از دنیا می رفت ، چند نفر از ما شیعیان به عیادتش رفتیم. گفتند: سید در حال مرگ است . درون اتاق، سنی ها جمع شده بودند. ما هم گوشه ای از اتاق نشستیم. سید در حال جان دادن بود ، ناگهان در صورت او نقطه سیاهی پدیدار شد و شروع کرد به بزرگ شدن تا اینکه تمام صورتش را گرفت. سنی ها با حالتی تمسخر آمیز به ما می نگریستند. می گفتند : این سید چون شیعه شد ، موقع جان دادن صورتش شروع کرد به سیاه شدن و ما هم از خجالت نمی دانستیم که چه کار باید بکنیم. اما از همان نقطه ای که صورتش سیاه شده بود ، نقطه روشنی پدیدار شد و به تدریج تمام صورت را پوشان. سید کم کم چشم ها را باز کرد و بلند شد و در دم شعری گفت:" دروغ می گویند آنهایی که می گویند علی (علیه السلام) دم جان دادن به سراغشان نمی آید* به خدا قسم من  وارد بهشت شدم * خدا همه گناهان مرا بخشید* به دوستان علی(علیه السلام) بشارت بدهید که تا دم مرگ علی (علیه السلام) را دوست داشته باشند* و بعد از علی(علیه السلام) بچه های ایشان را نیز یکی یکی دوست داشته باشند*" چون آنها دم جان دادن به سراغشان می آیند.
روایت است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) و حضرت علی (علیه السلام) نشسته بوند. دیدند چهار غلام سیاه جنازه ای را برای دفن کردن با خود می برند. پیامبر (صلی الله علیه وآله)  آنها را متوقف کردند. و بالای سر این جنازه رفتند. دیدند که جنازه غلامی است سیاه پوست. علی (علیه السلام) فرمود: یا رسول الله(صلی الله علیه وآله) من این غلام را می شناسم . هر وقت مرا می دید . زوقش می گرفت و می گفت: یا علی (علیه السلام) من تو را خیلی دوست دارم. و این حرف را همیشه در لحظه مشاهده کردن من، تکرار می کرد. پیامبر(صلی الله علیه وآله) دستور داد غسلش کنید و غسلش کردند. با پیراهن مبارک خودشان آن غلام سیاه را کفن کردند سپس فرمود: ای مردم بیایید به تشییع جنازه این غلام. مردم جمع شدند و جنازه غلام را تشییع کرند . در راه مردم صدا ها و همهمه هایی را از آسمان می شنیدند. مردم سوال کردند: یا رسول الله(صلی الله علیه وآله) چه خبر شده؟ پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: هفتاد هزار گروه از ملائکه که در هر گروه،هفتاد هزار فرشته هستند، آمدند به تشییع جنازه. سوال شد مگر این غلام کیست که ملائکه به تشییع جنازه او آمدند؟ فرمود: این غلام به این مقام نرسیده مگر به خاطر دوستی با علی (علیه السلام).

. آثار علی دوستی در روز قیامت
همه می دانند که شیعیان علی(علیه السلام) همگی وارد بهشت می شوند. ولی این به آن معنی نیست که ما هر کاری که دلمان خواست انجام بدهیم. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: شفاعت برای روز قیامت است ولی برزخ به پای خودتان است. در عالم قبر عذاب است. برای یک عده که امتیاز آنها خیلی بالاست اهل بیت(علیه السلام) به دیدارشان می روند. اما در روز قیامت به طور قطع فرمودند که شیعیان علی (علیه السلام) همه وارد بهشت می شوند. معصوم (علیه السلام) می فرماید: هیچ مرد و زنی نیست که بمیرد ودر قلبش به اندازه دانه ی خردل ،محبت علی (علیه السلام) باشد مگر اینکه خداوند او را وارد بهشت می کند. تصور کنید که در روز قیامت که پیامبر(صلی الله علیه وآله) می فرماید:"وحشت و حراص روز قیامت خیلی زیاد است. اگر می خواهید از حراص روز قیامت در امان بمانید علی (علیه السلام) را دوست داشته باشید". در آداب دوستی داریم که  هر کس علی (علیه السلام) را دوست دارد باید در عمل نیز ایشان را دوست داشته باشد. اگر در بین کارها خطایی هم از او سر زد اگر به ایشان مراجعه کند و به سوی ایشان برود خداوند از گناهان او در می گذرد.

هیأت محبین الرضا علیه السلام بخش سنگر




تصاوير ديگر :
 


نظرات شما در مورد اين مقاله
نام شما : (اختياري)
آدرس ايميل : (اختياري)
نظر شما :