ساخت كد آهنگساخت كد موزیک آنلاین

آخرین عکس گالری

ویژه یه قاچ تابستان شیرین2
بزرگتر    گالري
ویژه های سایت








پخش زنده حرم امام رضا (ع)

جستجو :

فضیلت های حضرت عباس (علیه السلام)
یکشنبه 23 فروردین 1388 11:11:28
تعداد بازديد : 1429    شناسه : 98    بخش : سخنرانی های هیات    نسخه چاپي
متن سخنرانی آقای سجاد ستوده، در وی‍ژه برنامه قدح در صبح تاسوعا 87، 13/10/1387


بنام خدا

   اتفاقات روز تاسوعا

امروز روز عباس است. روز امید است. امروز روز تاسوعاست. روز تاسوعا در کربلا چند اتفاق روی داد که وی‍ژگی خاصی به آن داد. روز تاسوعا را ملقب کرده اند به نام حضرت عباس (علیه السلام) و بدین گونه شرافت این دو نام را بهم آمیختند. اما حضرت عباس روز تاسوعا شهید نشدند، بلکه روزعاشورا شهید شدند. این که روز تاسوعا مهم شمرده شده بنا به چه دلایلی است؟ دلیل اول، قرار بر این بود لشکر عمر سعد در روز تاسوعا حمله کند، حتی شمر با چهار هزار نیروی جدید در این روز وارد کربلا شد و خواست حمله کند. همه چیز گویای این امر است که یزیدیان قصد جنگ دارند. وقتی امام حسین (علیه السلام) وضع را چنین دیدند که جنگ حتمی است به حضرت عباس (علیه السلام) می گویند شما بروید و برای امشب مهلت بگیرید. در روایت آمده که عمر سعد در آن لحظه می پرسد برای چه؟ قصد دارید تسلیم شوید یا برگردید؟ نمی توانید برگردید! امام حسین (علیه السلام)  می فرمایند: خیر! ما امشب می خواهیم مناجات کنیم. مناجات با خدا را دوست داریم.

تاسوعا سومین روزی است که آب بسته شده و حرم آب ندارد. امروز روزی است که عباس (علیه السلام) به همراه 20 نفر، مقداری از شریعه آب می آورد و تا فردای آن روز یعنی عاشورا که امام حسین (علیه السلام) از ایشان می خواهند که آب بیاورند، هر مقدار آبی که در خیمه هست، آب امروز است. اتفاق دیگری نیز روی می دهدو آن بشارت شهادت امام حسین (علیه السلام) توسط رسول خدا(صلی الله علیه وآله) است که امام حسین (علیه السلام) می فرمایند: رسول خدا را زیارت کردم و ایشان بشارت دادند که به ما ملحق می شوی. این ها همه اتفاقات روز تاسوعاست که در کربلا رخ داد. و اما دلیلی دیگر برای جلوه گری تاسوعا که دل عباس (علیه السلام) را شکست و می گویند به خاطر آن ق خیلی غصه خوردند، و آن قضیه امان نامه بود.

 

   ازدواج حضرت علی (علیه السلام) با ام البنین

شاید اولین سوالی که برای دوستان مطرح شود، این است که عباس یعنی چه؟ عباس به معنای « شیر بیشه است که شیران دیگر از او فرار می کنند.» [1] معنی دیگری هم که بیان شده: « شیری که با چشم شکار می کند. »

داستان ولادت حضرت عباس (علیه السلام) از همان روز اول وصل به کربلاست. اولین ازدواج امیر المومنین پس از شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) با فاطمه کلابیه بود از قبیله کلاب. 

ایشان خطاب به عقیل، برادر خود می فرمایند: همسری برای من انتخاب کنید که بتواند برای من فرزندانی شجاع به دنیا آورد. عقیل علم انساب می دانست. علم انساب یعنی اینکه نسب ها را خوب می شناخت، می دانست که این خانواده یا این قبیله نسبشان چگونه است. علم انساب، علمی است که به وسیله آن آباء و اجداد افراد شناخته شده و به وسیله آن درباره ی اصالت خانوادگی و صفات روحی و اخلاقی آنها اطلاعات مفیدی در اختیار فرد می گذارد. عقیل هم  فاطمه ی کلابیه را انتخاب می کند. فاطمه ی کلابیه بعدها به ام البنین معروف می شوند و این خود داستان زیبایی دارد که از ادب فاطمه ی کلابیه بر می آید. در خانه وقتی ایشان را فاطمه صدا می زدند، ایشان به حضرت علی (علیه السلام) می گویند که دیگر مرا فاطمه خطاب نکنید، فرزندان فاطمه هنگامی که اسم ایشان را می شنوند به یاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) می افتند. امیر المومنین به خاطر ادب فاطمه خیلی شاد می شوند و می فرمایند اسم تو از این پس ام البنین است. اسم ام البنین زمانی انتخاب می شود که حضرت هنوز، فرزندی نداشتند. از ام البنین، حضرت علی (علیه السلام) صاحب چهار فرزند پسر می شوند و هر 4 فرزند در کربلا شهید می شوند.[2] حضرت عباس، عثمان، جعفر و جون.

 

 القاب عباس

القاب زیادی برای حضرت عباس (علیه السلام) ذکر شده است، مانند قمر بنی هاشم، سقا، ابو القربه، صاحب اللواء و اما معروف ترین لقب ایشان ابالفضل است.. ابالفضل، یعنی پدر فضل.

در نوشته ها آمده که حضرت عباس (علیه السلام) دو فرزند داشتند.[3] بعضی روایات هم، برای ایشان 4 فرزند می نویسند.[4] عبیدالله و فضل حتمی است. برخی می گویند لقب وی ابالفضل است، چون فرزندی به نام فضل داشته اند. اما نگاه به این القاب مانند نگاه به لقب اباعبدالله، نگاهی بالاتر از یک اسم است. وقتی می گویید: اباعبدالله! یعنی پدر عبدالله، اما این عبدالله کدام عبدالله است؟! عبدالله بن رضی است، یا علی اصغر (علیه السلام) یا نه! همه ی بندگان خدا فرزندان حسین (علیه السلام) اند. این الفاظ و اسامی با دقت انتخاب می شود. ابالفضل یعنی پدر همه فضیلت ها، پدر همه زیبایی ها، پدر همه رشادت ها، پدر همه ی زیبایی های موجود در عالم. درس دیگری نیز می تواند داشته باشد که اگر قرار است ما صاحب فضل شویم،  باید به دارای فضل و اهل فضل رجوع کنیم. و اما این دارای فضل کیست؟! باید به درب خانه ی حضرت عباس (علیه السلام) برویم.

 

فضیلت های عباس

نگاهی بیندازیم به فضیلت های حضرت عباس (علیه السلام). در مورد وجود نازنین حضرت عباس (علیه السلام) ویژگی ها و فضیلت های فراوانی نقل شده است.  نگاهی که اهل بیت به ایشان دارند، دو نگاه مخلوط با هم است. نگاهی از منظر عقل، مانند زیارت ناحیه مقدسه که از وجود نازنین امام زمان (عج) صادر شده است و نگاهی از منظر احساس که حضرت سجاد (علیه السلام) توصیف می کنند. نگاه اهل بیت به حضرت عباس علیه السلام نگاه توامان عقل و احساس است.

از امام سجاد(علیه السلام) وارد شده است: رَحِمَ الله عَمّی العباس فَلَقد آثَر وَ اَبلی وَ فَدا اَخاهُ ِبنَفسه حَتّی قَطَعتُ یَداهَ فَابدَلَهُ الله عَزَّ و َجل بِهِما جَناحینِ یَطیرُ بِهِما مَعَ المَلائِکَه فِی الجَنَّهِ کَما جَعَلَ لِجَعفَر بنَ اَبی طالب و اَنَّ للِعبّاسَ عِندَالله تَبارَکَ وَ تَعالَی مَنزِلَه یَغبِطِهُ بِها جَمیعُ الشُّهَداءِ یَومَ القِیامَهِ.[5]  خدا رحمت کند عموی ما را، حضرت عباس (علیه السلام) کسی که خود را فدای برادرش کرد. آنقدر خود را فدا کرد تا جایی که دستانش را قطع کردند و به خاطر این جان فشانی عباس، خداوند متعال دو بال مثل جعفربن ابطالب در بهشت به او می دهد که او در بهشت همراه با فرشتگان پرواز کند و برای عباس در نزد خداوند تبارک و تعالی جایگاهی است که تمام شهدا در روز قیامت غبطه و حسرت این جایگاه را می خورند.

از خلقت حضرت آدم (علیه السلام) سلسله و کاروان شهدای عالم حرکت کردند. اولین شهید عالم که هابیل است تا زمان ظهور که وجود نازنین امام عصر (عج) تشریف می آورند و خیلی ها در رکاب ایشان شهید می شوند، همه ی این شهداء، طبق فرمایش حضرت سجاد (علیه السلام) حسرت مقام عباس را می خورند، این جایگاه عباس است.

حضرت عباس (علیه السلام) چگونه به این جایگاه رسیده است؟ روی این موضوع باید دقت کنیم!

 

علم  عباس

یکی از فضیلت های حضرت عباس(علیه السلام)، علم عباس است. عباس در دامن امیرالمومنین، حضرت علی (علیه السلام) متولد شد، آنجا پرورش یافت. حدیثی از حضرت علی(علیه السلام) روایت شده که خیلی زیباست:  انَّ وَلدی العباس زُقَّ العلم زَقّا.[6] فرزند من عباس در کودکی علم یاد گرفت، درست مثل بچه کبوتر که از مادرش آب و غذا می گیرد، عباس از من علم یاد گرفت، درست مثل کبوتری که دانه در دهان جوجه اش قرار می دهد، منِ امیرالمومنین، این چنین به عباس علم آموختم.

در برخی روایات دیدیم که می گویند: حضرت امیر المومنین به حضرت عباس (علیه السلام) در دوران کودکی ایشان می گفت: بگو یک! عباس گفت: یک! بگو دو! او گفت شرم می کنم بگویم چون خدا یکی است.[7] کودک 3-2 ساله چنین علمی را یاد گرفته است.

دقت بر روی علم عباس (علیه السلام) متاسفانه در بین ما شیعیان کمتر دیده می شود، چرا ؟ چون توجه ما به چشم و ابروی عباس، در واقع به ظاهر ایشان است. و به چگونه شمشیر زدن و جنگیدن ایشان اهمیت داده ایم. اینها همه فضلیت های عباس (علیه السلام) است، اما علم عباس از آنها بالاتر است. علم عباس است که نتیجه اش می شود فداکاری، ایثار و چشم پوشی از آب در اوج تشنگی. این علم عباس است که یک عمر کنار حسین (ع) زندگی می کند، اما جز مولایی و سیدی به ایشان نمی گوید. لذا نکته اول برای اینکه ذره ای از فضایل عباس در ما ایجاد شود و ما نیز اهل فضیلت شویم، این است که باید دنبال کسب علم و معرفت نسبت به حضرات اهل بیت باشیم و راهی جز این برای کسب بصیرت، برای کسب ایمان کامل که نتیجه اش یقین و نتیجه یقین، بصیرت است، نداریم. باید آمد و در خانه اهل بیت زانو زد. باید کاری کنیم که این آب و دانه را اهل بیت در دهان ما بگذارند. ما نمونه حی و زنده داریم. وجود نازنین آقای حسن زاده آملی ایشان علومی را دارا هستند که مختص ایشان است. آقای حسن زاده می فرماید: « من علم خود را از وجود نازنین حضرت رضا (علیه السلام) گرفتم. خدمت حضرت رضا (علیه السلام) رسیدم. ایشان فرمودند: نزدیک بیا! دیدم با زبان آب دهانشان را جمع کردند و بر لب آوردند و به من اشارت فرمودند که بنوش.»[8]

الان هم می شود این علم را به دست آورد، کافی است که ما خود را به ایشان نشان دهیم. 

دیده اید زمانی که قحطی می شود، هلال احمر برای کمک رسانی می آید و مواد غذایی و...توزیع می کند. همه به سوی آن می روند. اینجا ما نیز باید دست های خالی خود را نشان دهیم تا از ما دستگیری کنند.

 

بصیرت عباس

عنصر بعدی در فضایل حضرت عباس، بصیرت ایشان است.

از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که کانَ عَمُّنا العباس بنُ علی نافِذَ البَصیِرَه صُلبَ الایَمان ... عموی ما، عباس بن علی دارای بصیرت و شناخت نفوذ ناپذیر و ایمانی محکم و پایدار بود و در رکاب حسین (علیه السلام) جهاد نمود و چه نیکو جهاد نمود تا به شهادت رسید.[9]

حضرت امام صادق (علیه السلام) در توصیف بصیرت و شناخت حضرت عباس (علیه السلام) می فرمایند: بصیرت نفوذ ناپذیر. گاهی دیواری می سازند، می گویند بتون آرمه است، تکان نمی خورد، نفوذ ناپذیر است.

اما بصیرت را کجا می توان به دست آورد تا صاحب ایمانی نفوذ ناپذیر شد؟ بی شک مهمترین فضیلت و ویژگی عباس (علیه السلام) بصیرت اوست. اما این بصیرت چگونه به دست می آید. بصیرت فرمولی دارد: ایمان á یقین á بصیرت

معرفت کجاست؟ نتیجه درخت بصیرت، معرفت است. این که گفته می شود معرفت الهی پیدا کنیم، باید بصیر شویم، تا معرفت پیدا کنیم، هر چند آنهایی که معرفت کسب می کنند، آدم های بصیری هم هستند.

کتاب خواندن، هیات آمدن، همه و همه، در مسیر رسیدن به جاده ی بصیرت پیاده روی و قدم زدن است.  اما اصل و اساس، کسب ایمان است. یکی از زیر شاخه های  ایمان، تقوا است. تلاش برای گناه نکردن! فعلا از ما گناه نکردن نمی خواهند، تلاش برای  گناه نکردن می خواهند. اینکه در متن حادثه و خطر قرار گیریم و پایمان در حال لغزیدن باشد، اما خود را از لغزیدن نجات دهیم، این را از ما می خواهند. اینکه تلاش کنیم تا گناه نکنیم. آن جایی که می توانیم دروغ بنویسیم، یا آن جایی که می توانیم  نگاه حرام داشته باشیم، در آن لحظه این کار را نکنیم. این گام اولی است که باید در این مسیر برداریم.

 

شجاعت عباس

فضیلت دیگر عباس شجاعت اوست.

گفته شد علی به دنبال شخصی بود که فرزندان شجاع به دنیا آورد. پدر علی است و مادر فاطمه کلابیه. علی خودش یل یلان عالم است و کلاب نیز قبیله شجاعی است. عباس چگونه خواهد بود؟ عباس شجاع! روایتی جالب این طور بیان می کند: اولین جنگ نمایان عباس، در صفین و در رکاب امیرالمومنین (علیه السلام) بوده است. ایشان به میدان می آیند، برقعی روی صورتش بود. جوانی که هنوز موهای روی صورتش در نیامده است، رجزی می خواند که معاویه را خیلی ناراحت می کند. معاویه رو می کند به ابو شعثا ،یکی از بزرگترین دلیران آن زمان و می گوید: خفه اش کنید. او خود می خواهد حرکت کند، می بیند که بچه است به یکی از پسرانش می گوید که با او بجنگد. می گویند تا هفت پسر خود را به میدان می فرستد و همه به دست عباس کشته می شوند. آخر کار، خودش می رود و او نیز کشته می شود.[10]

 

ادب عباس

نکته دیگری که خیلی به آن نیازمندیم بحث ادب عباس است. کار هیات های مذهبی، ترویج محبت اهل بیت است. این محبت اهل بیت در دل همگان وجود دارد. ما وظیفه ی دیگری هم داریم و آن ترویج ادب است. دو زیارت برای حضرت عباس (علیه السلام) وارد شده و این نشان از عظمت و بزرگی اوست. کربلا می رویم و زیارت امام حسین (علیه السلام) می خوانیم، برای اینکه زیارتمان کامل بشود،  باید برویم حرم حضرت عباس (علیه السلام) و زیارت عباس بخوانیم. برای کمتر کسی زیارت وارد شده جز حضرات اهل بیت. زیارت حضرت عباس (علیه السلام) از چه کسی وارد شده؟ از اهل بیت. امام صادق (علیه السلام) زیارت حضرت عباس (علیه السلام) را انشا کرده اند. هم در زیارت حضرت عباس (علیه السلام) از امام صادق (علیه السلام) و هم در زیارت ناحیه مقدسه از امام زمان (عج)[11]، در هردوی این زیارت ها، روی ادب حضرت عباس (علیه السلام) تاکید شده است. همه شنیده اید که حضرتعباس در طول زندگی امام حسین (علیه السلام) را برادر خطاب نکردند. جز یک بار! جلوی امام حسین (علیه السلام) سر را بلند نمی کرد. ادب حضور!

ما نیاز داریم که جرعه ای از ادب عباس را بنوشیم و ذره ای از آن ادب در وجودمان جاری شود. واقعا نیازمندیم.

 

فداکاری عباس

نکته بعد فداکاری ایشان است. ما گاهی باید از خودمان بگذریم. هر کسی یاد بگیرد، از خودش بگذرد به درجات والا می رسد. آنهایی که در زندگی شهدا تحقیق کرده اند، دیده اند. آنها یاد گرفتند که از خود بگذرند که رفتند. البته آنها مانده اند و این ما هستیم که رفته ایم. به قول آقا سید مرتضی آوینی پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.

آنها ماندند که بعد از سالهای سال، اسمشان را می آوریم. عابد، کشاورزیان، حیران نجفی، معصومی، فتحی. سالهای سال می گذرد، ما می رویم، اما اسم آنها می ماند. چون یاد گرفتند، خود را فدا کنند.

در فداکاری عباس ماجرای شریعه یادتان باشد. شریعه یعنی چه؟ فرات رود بزرگی است. از فرات به راحتی نمی توان آب برداشت. در کنار فرات رودهای کوچکی ایجاد می کنند تا بتوانند از این رودهای کوچک آب بردارند. به اینها شریعه می گویند. داستان عباس در یکی از این شریعه های فرات است. که می خواهد آب بنوشد که برادرش را به یاد می آورد. این یاد آوری یعنی تاکید به من و شما وگرنه عباس که حسین را از یاد نمی برد.می خواهد به ما تاکید کند که اگر امام زمانمان چیزی کم دارد، ما نباید به خودمان برسیم.

 

عبودیت عباس

نکته بعد عبودیت عباس است. تمامی نکات گفته شده یک طرف و بحث عبودیت یک طرف! در زیارت ایشان وارد شده که: السلام علیک ایها العبد الصالح![12] سلام بر تو بنده صالح خدا.

هیچ دقت کرده اید که هر روز در نمازهایتان به عباس سلام می دهید. نه یک بار، بلکه پنج بار! السلام علینا و علی عبادالله الصالحین.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: السلام علیک ایها العبد الصالح! چه مقام و منزلتی دارد عباس که همه عالم و همه مسلمانان باید هر روز به او سلام کنند. اگرعباس به جایی رسید، به این دلیل است که عبد خدا بود. چون چشم و ابرویش زیبا بود به جایی نرسید.عباس محو ظاهر خود نشد. اگر قرار است به جایی برسیم باید عبد شویم. بعضی از چشم و ابروها ما را نفریبد. به یوسف گفتند: چشمهایت خیلی زیبا است. جواب داد، می دانید وقتی که بمیرم، اولین جایی که از من فاسد می شود، چشمان من است. به ظاهر افراد توجه نکنید. ببینید که چه کسی عبدتر است . ان اکرمکم عندالله، نه به چشم و ابرو، بلکه ان اکرمکم عندالله اتقاکم.

 در زیارت ناحیه مقدسه امام زمان (علیه السلام) می فرمایند:«السلام علی ابالفضل العبّاس ابن امیرالمومنین» عباس کاری کرد که امام زمان (عج) هم به او سلام می فرستند، عباس کاری کرده که حسین (علیه السلام) خطاب به او گفت: اَنتَ بِنَفسِی اَخاه[13]! برادرم، من فدایت شوم. همه عالم فدای حسین می شود، حسین می گوید الهی من فدای تو شوم.

امام زمان (عج) می فرمایند: السلام علی ابی الفضل العباس بنِ امیر المومنین، المُواسیِ اَخاهُ بِنَفسُهِریال الآخِذُ لُغَدِهِ مُن اَمسِهِ، الفادی لَهُ، الواقی السّاعی اُلیه بِمائِهِ، المقطُوعَهِ یَداهُ ...[14]  کسی که با تمام وجود برادرش را یاری کرد، کسی که در امروزش کاری کرد که برای فردایش بهره شود. این را امام زمان می گوید. ایشان می گویند سلام بر عباس! کسی که در امروزش طوری رفتار کرد که در فردا بهره اش را بگیرد. کسی که خود را فدای حسین کرد، با آبرویش تلاش کرد، آبرویش را گذاشت تا جایی که دستهایش را فدا کرد.

 

 



[1] - لغت نامه دهخدا / محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص 316.  [2] - نگاه کنید به: محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص 316 .  [3] - همان.  [4] - همان.  [5] - سفینه البحار، ج2، ص 155. [6] - مولودالعباس بن علی(ع)، ص62 / العباس، ص94 / لقمانی، احمد، سپهسالار عشق، ص 22.  [7] - مستدرک الوسایل، ج3، ص 815. [8] - حسن زاده آملی، حسن، هزار و یک کلمه، ج1، ص342. [9] - اعیان الشیعه، ج7، ص430.  [10] - مولود العباس ابن علی(ع)، ص64 / سردار کربلا، ص 276 / قمر بنی هاشم، ص 101 / لقمانی، احمد، سپهسالار عشق، ص 26.  [11] - نگاه کنید به: قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان.  [12] - همان، ص 435. [13] - صدوق، ارشاد، ج27، ص 90. / تاریخ طبری، ج 4، ص 315.  [14] - مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 45، ص 66.




تصاوير ديگر :
 


نظرات شما در مورد اين مقاله
نام شما : (اختياري)
آدرس ايميل : (اختياري)
نظر شما :